تبليغاتX
آزادی اندیشه
در خواست استعفا از اعضا محترم فرهنگستان هنر
مورخ> دوم دی ماه یکهزاروسیصد هشتاد وهشت

به . دبیر و مدیران کل فرهنگستان هنر و همچنین اعضای پیوسته فرهنگستان هنر

از . تمامی آزاد اندیشان و سبزپوشان راه حق و حقیقت 

با درود  


بدین وسیله اعلام میگردد در پی رویدادهای اخیر و حتک حرمت به فرهنگ و هنر ایران زمین و همچنین عدم استقلال آن فرهنگستان و دست دارازی بی خردان فرهنگ وهنر به فرهنگ و هنر  ایرانی  بر ما واجب است تا با قرار نگرفتن در کنار این عاملان زور و جور جوابگو نسل آینده ایران زمین باشیم و قدم کوچکی در حفظ و حراست از فرهنگ گهن این مرز وبوم بر داریم .
ما فرهنگ دوستان و سبز پوشان آزاد اندیش از تمامی اعضا آن فرهنگستان تقاضامندیم با استعفای خود همچنان گذشته در کنار ملت ایران زمین سبز بپوشند . باشد که در این راه قدم کوچکی در راه رسیدن به حق و حقیقت بر داشته شود . 

پیروز و سربلند جنبش حق طلبانه ملت ایران  

سعید نجفی _ آزادی اندیشه

تبصره .

اعضای 27 نفره پیوسته فرهنگستان که از میان هنرمندان عرصه های مختلف هنری انتخاب شده اند، که به شرح ذیل عبارتند از
علی اصغر شعرباف، حبیب ا. . . آیتاللهى، سیدمحمد احصایی، غلامحسین امیرخانی، سیدمحمد بهشتی شیرازی، محمود جوادى پور، سیدمهدی حسینی، سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، محمدعلی رجبی، منصوره حسینی، زهرا رهنورد، سیدجلال شباهنگی، حبیب ا...صادقی، منوچهر طیاب، محمود عزیزی، محمود فرشچیان، شاهین فرهت، مجید کیانی، محمدعلی کینژاد، مصطفی گودرزی، مجید مجیدی، علی اکبر مختارتجویدی، میرحسین موسوی خامنه، علی منتظری، داریوش مهرجویی، سیدمرتضی نجومی.

در آخرین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی جهانگیر الماسی، مجتبی رحماندوست و مهدی کلهر نیز به این جمع اضافه شده اند.
+نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعتتوسط |
از احتمال تا واقعیت
شورای عالی انقلاب فرهنگی با بهره گیری از اختیارات خود «علی معلم» را به عضویت پیوسته این فرهنگستان درآورد تا در فرصت مناسب وی را به ریاست فرهنگستان منصوب کند.تلاش شورای عالی انقلاب فرهنگی برای حذف میرحسین از مدت ها پیش آغاز شده بود؛ گو اینکه مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی (16 آبان 88) مبنی بر تعیین ریاست فرهنگستان ها، اولین گام برای انجام این پروژه بود و چنین مصوبه یی، مجمع 21 آبان ماه فرهنگستان هنر را تحت تاثیر قرار داد. به گونه یی که بسیاری از اعضای فرهنگستان هنر این اقدام را رویکرد غیرفرهنگی عنوان کردند و خواستار اصلاح آن شدند اما محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه بسیار مصمم بود و برای اینکه در بین افکار عمومی به سیاسی کاری متهم نشود یک حکم کلی برای همه فرهنگستان ها صادر کرد.

با این حال کارشناسان هدف از تصویب این مصوبه را حذف میرحسین موسوی ارزیابی کردند. اما چنین مصوبه یی مورد انتقاد اعضای مجلس و بسیاری از نخبگان سیاسی قرار گرفت. به گونه یی که علی لاریجانی نیز نسبت به آن موضع گیری کرد و خواستار حفظ استقلال این نهاد شد چرا که طبق روال، اعضای فرهنگستان فردی را به عنوان رئیس پیشنهاد می کردند و در نهایت رئیس دولت آن را تایید می کرد و این مساله در ماده هشت اساسنامه فرهنگستان هنر آمده است.همچنان که در ماده 10 اساسنامه فرهنگستان علوم، علوم پزشکی و زبان و ادب فارسی و ماده هشت اساسنامه فرهنگستان هنر نیز اصلاح شد که براساس این اصلاحیه رئیس فرهنگستان از میان اعضای فرهنگستان به رئیس جمهور پیشنهاد می شود و مورد تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار می گیرد و با حکم ایشان برای یک دوره چهارساله انتخاب می شود.براساس این مصوبه، تغییر روسای مزبور به علل مختلف فوت، کناره گیری، عزل و استعفا قبل از پایان دوره نیز مطابق همین شیوه خواهد بود. بر این اساس، انتخاب مجدد رئیس فرهنگستان بلامانع است. همین ابلاغیه که رئیس دولت بخواهد رئیس فرهنگستان را تعیین کند موجی از نگرانی را به وجود آورد زیرا در ماده هشت اساسنامه فرهنگستان هنر آمده است؛ رئیس فرهنگستان از میان سه نفر از صاحب نظران برجسته کشور به پیشنهاد مجمع عمومی و حکم ریاست عالیه فرهنگستان برای چهار سال منصوب می شود و انتخاب مجدد وی بلامانع است؛ اما چنین مصوبه یی نشان داد دولت قصد دارد دامنه اختیارات خود را افزایش دهد و در این میان از یک نهاد علمی و هنری که کارهای پژوهشی انجام می دهد صرف نظر نمی کند به خصوص اینکه ریاست این نهاد در اختیار رقیب جدی وی در انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد. از همین رو دولت پس از ابلاغ این مصوبه تلاش کرد تغییراتی را در مجمع عمومی فرهنگستان ایجاد کند.

بنابراین با بهره گیری از اختیارات خود در شورای عالی انقلاب فرهنگی، علی معلم را به عضویت پیوسته این فرهنگستان منصوب کرد. البته طبق ماده 16 اساسنامه، 20 نفر از اعضای مجمع به پیشنهاد شورای هنر و تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی و 10 نفر از آنان توسط 20 نفر تعیین شده مشخص می شوند. اما جالب آنجاست که عضویت علی معلم دامغانی با روش های عرفی صورت نگرفته و شورای عالی انقلاب فرهنگی راساً علی معلم را به عضویت پیوسته فرهنگستان درآورده و سپس آن خبر را رسانه یی کرده است. اما انتشار این خبر از سوی رادیو اعضای فرهنگستان را متعجب کرد زیرا پیشنهاد عضویت وی هیچ گاه از سوی فرهنگستان به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه نشده بود. با این حال علی معلم دامغانی 58 ساله که در سال 80 به عنوان چهره ماندگار در عرصه شعر و ادب فارسی انتخاب شد به عضویت فرهنگستان هنر درآمد تا زمینه برای ریاست وی بر فرهنگستان فراهم شود.گفتنی است علی معلم در انتخابات ریاست جمهوری از هیچ کاندیدایی حمایت نکرد ولی نزدیکی وی به محمود احمدی نژاد سبب شد تلاش گسترده یی برای ریاست وی بر فرهنگستان هنر صورت گیرد به خصوص اینکه وی به عنوان یک شاعر معاصر قرار است در رواق هنر که توسط میرحسین موسوی بنا شده است حاضر شود و با اعضای مجمع عمومی فرهنگستان در پایان مجمع عمومی عکس یادگاری بگیرد. اما هنوز معلوم نیست که اگر ریاست فرهنگستان فردی جز مهندس میرحسین باشد چند نفر از اعضای مجمع عمومی که همه از هنرمندان نام آور کشور هستند، حاضر خواهند شد در آن قاب عکس با علی معلم عکس یادگاری بگیرند.
+نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعتتوسط |
شام غریبان در میرداماد در تاریخ 29.9.1388 ساعت 9.00 شب

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعتتوسط |

آیت الله منتظری

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست       چرا به دانــه انسان این گمان باشد؟

نمی دانم شاید در کوچ آیت الله منتظری حکمت بزرگی است که در حیات زمینی اش نبود.

آنچه می دانیم اینکه  پاک آمد و پاک زیست و پاک رفت. مبارک باد روزی که به دنیا آمد و روزی که چشم فرو بست و روزی که به معشوق پیوست. (وسلام علیه یوم ولد ویوم یموت ویوم یبعث حیا.)

دلگیر مبا شیم! غمگین مباشیم! در پس جنازه او به رقص در آییم! مطرب آهنگی دگر دارد. سازها کوک و دف ها را گرم نموده است. آماده رقص شویم در پس جنازه او! مطرب آهنگی دگر دارد. غمگین مباشیم و مگوییم دریغ!

دیو خوشحال در اندیشه به یوغ کشیدن است. جام شرنگ در حلقش فرو ریزیم و گوش به آهنگ مطرب بسپاریم! حتما در فرو رفتن دانه ای در زیر خاک نوید رویش جوانه خیر و مهر در چشم انداز است. به این ایمان داشته باشیم!

براي من مگری و مگو دريــغ دريـــغ         به يوغ ديو در افتی، دريغ آن باشد
جنازه ام  چو ببيني مگو فراق فراق        مرا وصال ملاقــات آن زمـــان باشد

اواخر سال 65 بود بیست و هشت ساله بودم. پنج سال و اندی را در بند های اوین و قزلحصار گذرانده بودم و سر انجام به بند بیمارانی که احتیاج به عمل جراحی داشتند (بند هشت قزل حصار) ختم شده بودم.

در آن روزها که طولی هم نگذشت زندانها به دست مجریان نهاد های آیت الله منتظری افتاده بود. روزی آقای مجید انصاری مرا صدا کرد و از من در مورد بیماری ام پرسید. گفتم: " پرده گوشم صدمه دیده و احتیاج به عمل جراحی دارد."

گفت: " بنا بر حکمی از طرف آیت الله منتظری شما آزاد هستی. آیا خودت می توانی پس از آزادی، از پس هزینه های جراحی گوشت بر آیی؟"

با خوشحالی گفتم: " صد در صد. مشکلی ندارم."

مرا به اوین منتقل کردند و پنج روز بعد آزاد شدم. ده روز بعد داستان کاملا چرخید و فضای زندان ها به قبل بر گشت.

من ادامه زندگی جسمی و زمینی ام را مدیون آیت الله منتظری هستم. اگر ایشان نبودند من هم در داستان های شصت و هفت به سر نوشت دیگری دچار می شدم.

امروز وقتی از زیارت مولانا برگشتم، در این فکر بودم چند روزی از توشه دریافتی ام از مولانا بنویسم. ناباورانه خبر کوچ آیت الله منتظری را شنیدم، اشک هایم بر من فائق آمد. اندکی بعد به خود آمدم و  آرامش خاصی به من دست داد. از اینکه به نسل های بعد می توانم بگویم:" من در دورانی زیستم که در اوج جولان دیوها، عاشقانی چون طالقانی، منتظری و بی شمار عزیزانی می زیستند که از مشرب رحمانیت و لطافت حضرت دوست نوشیدند."

چه زیباست زندگی کردن در عصری که هنوز گلها، رقاصان وسط معرکه خانقاه عشق هستند.

هو الباقی

نوشته شده توسط رضا طیبی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعتتوسط |
موسوی خطاب به فرزند آیت االله العظمی منتظری ضایعه در گذشت ایشان را تسلیت گفت
 

بسمه تعالی

دوست گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین احمد منتظری

با سلام درگذشت فقیه مبارز مرحوم آیت الله العظمی منتظری را به حضرتعالی و بیت مکرم منتظری تسلیت عرض می‌کنم واز خداوند منان برای آن عالم بزرگ علو درجات و مغفرت و رحمت آرزومندم. این ضایعه عظیمی است که مجموعه علمای دین باید نسبت به جبران آن اقدام کنند. وجود کسانی چون آیت‌الله العظمی منتظری برای نسل جوان این کشور مدرکی بود که آنان را به برخوردی عمیق‌تر با نیازهایشان برای بهره‌مندی از پشتوانه‌های روحانیت آگاه متقاعد می‌کرد. امیدوارم اینک که او از میان ما رفته است دانشمندانی دیگر این ضرورت انکارناپذیر را پاسخ بگویند و اجازه ندهند که وسوسه‌ها و زمزمه‌ها آنان را از تکالیفی که نسبت به اسلام و نسل‌های امروز و فردا دارند منصرف کند.

میرحسین موسوی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعتتوسط |
Iranian dissident cleric Montazeri dies

TEHRAN, Iran – Iran's most senior dissident cleric, Grand Ayatollah Hossein Ali Montazeri, who emerged as the spiritual father of its reform movement, died on Sunday. He was 87.

Thousands of his followers quickly set out for the holy city south of the capital where he is to be buried, according to an opposition Web site, presenting authorities with a challenge in trying to prevent Monday's funeral from turning into another display of power by the government's resilient critics.

For years, Montazeri had accused the country's ruling Islamic establishment of imposing dictatorship in the name of Islam, and he persisted with his criticism after June's disputed presidential election.

His stance made him a hero to the opposition, and his criticisms were even more stinging because of his status.

Police increased their presence in the city of Qom, where he is to be buried, according to the pro-reform Web site Rah-e Sabz.

Authorities there faced a difficult choice over whether to try to prevent an outpouring at the funeral that could turn into another opposition street protest. Doing so risks serious backlash from an influential group of clerics based in Qom who are among the current leadership's critics.

The body of Grand Ayatollah Hossein Ali Montazeri, Iran's most-senior dissident

 AP – The body of Grand Ayatollah Hossein Ali Montazeri, Iran's most-senior dissident cleric, lies in foreground,

 

Crowds also began mourning ceremonies at Tehran University, where students have led recent anti-government protests, the pro-reform Web site said.

Hoping to limit attention on the funeral, authorities banned foreign media coverage of it and barred reporters from traveling to Qom.

Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei, whom Montazeri once said was not qualified to rule, issued a statement of condolence with a mixed message.

He praised Montazeri as an outstanding jurist, but added that he hoped God would forgive him over what he called Montazeri's "crucial test," a reference to his falling out two decades ago with the Islamic Republic's founder, Ayatollah Ruhollah Khomeini. The split between those two men led to a long government campaign to marginalize Montazeri that included five years of house arrest.

Montazeri's grandson, Nasser Montazeri, said he died in his sleep overnight. The Web site of Iranian state television quoted doctors as saying Montazeri had suffered from asthma and arteriosclerosis, a disease that thickens and hardens arteries.

Montazeri had once been designated to succeed Ayatollah Khomeini, the late founder of Iran's 1979 Islamic Revolution, as the supreme leader — but the two clashed a few months before Khomeini died of cancer in 1989.

Montazeri was one of the leaders of the revolution and he helped draft the nation's new constitution, which was based on a concept called velayat-e faqih, or rule by Islamic jurists. That concept enshrined a political role for Islamic clerics in the new system.

But a deep ideological rift soon developed with Khomeini. Montazeri envisioned the Islamic experts as advisers to the government who should not have outright control to rule themselves. He was also among those clerics who believed the power of the supreme leader comes from the people, not from God.

Taking the opposing view, Khomeini and his circle of clerics consolidated absolute power.

Montazeri was increasingly cast by authorities as an outsider and misguided theologian.

During the late 1980s, Montazeri was gradually stripped of his official duties and became the focus of a high-level campaign to undermine his credentials as a leader and theologian.

In 1997, Montazeri was placed under house arrest in Qom, 80 miles (130 kilometers) south of Tehran, after saying the current supreme leader, Khamenei, wasn't qualified to rule — a call echoed years later by the opposition protesters who took to the streets after June's disputed presidential vote.

The house arrest was lifted in 2003, but Montazeri remained defiant, saying the freedom that was supposed to follow the 1979 revolution never happened.

Montazeri was one of just a few grand ayatollahs — the most senior theologians of the Shiite Muslim faith.

After he was placed under house arrest, state-run media stopped referring to Montazeri by his religious title, describing him instead as a "simple-minded" cleric. Any talk about Montazeri was strongly discouraged, references to him in schoolbooks were removed and streets named after him were renamed.

The official IRNA news agency issued a two-line report on Montazeri's death without mentioning his title and state radio and television broadcasters were equally terse, reflecting the deep tension between the government and its opponents.

Past deaths of high-ranking religious figures were accompanied by wide coverage in state media.

After the disputed election, pro-government figures tried to reduce Montazeri's impact by spreading reports that he had become senile and that his supporters were issuing opinions in his name.

Several top pro-opposition ayatollahs gathered at Montazeri's house after his death, the Gooya News Web site reported.

Montazeri is expected to be buried inside the shrine of Masoumeh, a female saint revered by Shiite Muslims, according to news reports. The shrine is in the center of Qom.

Montazeri was still respected by many Iranians, who observed his religious rulings or supported his calls for democratic change within the ruling establishment.

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعتتوسط |
سوالی از یک خواننده وب لاک
در مرحله نخست نظر مسیح  را به اشتراک می گذاریم و بعد نقطه نظرات خود را اعلام می کنیم

سلام چند باری به وبلاگ شما سر زدم و حالا به علاقه های من در اینترنت تبدیل شده امیدوارم فیلتر نشه!!!
شما فکر نمی کنید که ممکن است بیایند همین یک نفر را که دستگیر کردند منتسب به جنبش سبز کنند؟؟؟
شما فکر نمی کنید این بحران ممکن است با دستگیری یا عزل برخی از میانه رو ها همراه شود؟؟
شما فکر نمی کنید که این بحران شاید ایجاد بحرانی برای خواباندن بحران واقعی است یعنی بیایند و با متهم کردن جنبش سبز و رهبران آن به هتاکی به آقای خمینی با رهبران جنبش حرف مشترک بیابند (پیشنهاد محسن رضایی به کروبی و موسوی جهت استفاده از فضای موجود و بازگشت به زیر چتر رهبری) و در نتیجه با روحیه تهاجمی و انتساب مکرر مسایلی که به نظر من با نیت ایجاد شکاف (ما بین طرفدارانی که جلوتر از رهبران جنبش هستند و رهبران جنبش که هنوز درگیر برخی ارزشها هستند) جنبش را صرق تکذیب و تطهیر خود کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب <

مسیح عزیز چون آدرسی نداشتی جوابیه را نتوانستیم به صورت شخصی برایتان ارسال کنیم پس تصمیم به درج آن در صفحه اصلی گرفتیم .

به نظر ما شما خوش شانس هستید که با این که این وب لاک در ایران فیلتر است شما میتوانید آن را مطالعه فرمائید. اگر بدون فیلتر شکن میتواند مطالعه فرمائید راهنمائی نموده تا تمامی دوستان بهر مند شوند .

 مورد سوال اول / این پروژه با اینکه طرحی از پیش سوخته است اما بر روی میز قرار دارد ولی به دلیل شکست طرح فتنه آتش زدن عکس آیت الله خمینی این امر احتمال بیشتر به کشورهای غربی منتسب میکردد . تا بتوان بهره سیاسی بیشتر از آن حاصل شود بدلیل اینکه جنبش را هم میتوان در زمان خاص خود به آن ربط داد .

سوال دوم . سوم / دوست گرامی این جنبش منوط و وابسته به شخص خاص نیست اگر پیشرو ایی زندانی یا گشته شود دست دیگری بالا میرود  این مشخص است که با دستگیری کروبی یا موسوی سرعت جنبش تصاعدی افزایش می یابد اگر غیر از این بود شما موسوی یا کروبی را آزاد نمی دیدید . به صورت کلی باید یاداور شد در مرحله نخست مردم رسانه بودند اما حال هر ایرانی به غیر از هر ایرانی یک رسانه تبدیل به هر ایرانی یک لیدر (تصمصیم گیرنده )شده است .

موفق پیروز ـ سعید نجفی   

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعتتوسط |
CLIMATE CHANGE IN IRAN



CIS would like to thank Congressman Ted Poe of Texas for using his time on the house floor to bring attention and support for those fighting for freedom, Justice and liberty....

Washington, Dec 14 -



Madam Speaker, the whole world has been watching what has taken place in Copenhagen, Denmark last week and this week. All the talk is about climate change and how man is affecting the climate, but what we need in this world is a climate change in Iran. That's right. We need to change the atmosphere in Iran with what has taken place with the little man from the desert, Ahmadinejad.

Last week and even this week, thousands of students--and here is a photograph of some of them--have taken to the streets to protest the regime of Ahmadinejad and how oppressive it is. They are complaining in this peaceful protest against the tyranny against the people of Iran. Not only Ahmadinejad, but they are protesting the radical mullahs and the Iranian military.

You see, these young people want what everybody throughout the world wants--freedom. Somewhere down in the way that we are made there is this spark; there is this flame of freedom. The people in Iran don't have that, so the young people have taken to the streets--the sons of Iran, the daughters of democracy--and they are protesting the oppressive government. They are protesting the fraudulent elections that got Ahmadinejad elected last summer. They are protesting the fact that they have no freedom in their own country. They have suffered the consequences for these protests. They have been beaten. They have been teargassed. They have been hauled off to jail.

The press has been oppressed as well. In fact, what has occurred is that the Internet has been closed, and cell phones have been blocked--all in the name of preventing young people and others from protesting this oppressive regime.

We all remember this past summer how numerous students were murdered in the streets just because they complained to their government about what was taking place. Already 80 of those protesters, political prisoners, have been tried by the star chamber--in secret, away from anybody in a public trial--and 80 of them have received sentences in an Iranian prison of 15 years or more, and 5 of them have received a sentence of the death penalty.

Why? What is their crime?

Their crime is objecting to the oppression of their own government, and for that, they are punished. Of course, others have been shot in the streets just because they have taken to the streets to protest their government.

You know, the students aren't the only ones who have been arrested. Journalists have been arrested. Clerics, who call themselves ``reform clerics,'' and other people--all for the same reason--objecting to their government. They object to what has taken place.

By blocking the cell phones and Internet access, the government had hoped to keep the word from getting out to the rest of the world about this pollution, about this horrible climate in Iran, but the word has gotten out--photographs such as this one here. Here is another one of a young Iranian student having been beaten for taking to the streets to protest his government last week. This one also escaped the controlled press of the Iranian Government.

You know, Iran violates its own constitution by not allowing its people to protest and to lawfully assemble. They are standing for basic human rights. That's right--the right to peaceably assemble and to object to your government and what it's doing to you. It's the right of free speech--a basic human right. It's the right of a free press, which is a right we take for granted in this country.

So we need a regime change in Iran. The way to do that is to help these young people and the people who want to change their regime. We must support them. This country should support them in any way that we can.

Yes, President Ahmadinejad is the pollution of the world, and we need a change of climate in Iran. The students are sending a message to Iran's rogue government that you can beat us, you can arrest us, you can imprison us, but you will not stop us, and you will not intimidate us because we are not going away.

Good for them. We should be proud of those students. We should support them. We should have a climate change in Iran.

And that's just the way it is

ارسالی  شده توسط  ساغر

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعتتوسط |
دادستان تهران خبر داد: دستگيري يكي از متهمين اهانت به امام(ره)
به گزارش خبرنگار ایلنا عباس جعفری دولت‌آبادی در حاشیه مراسم معارفه عباس ذاقلی به عنوان سرپرست دادسرای ناحیه 22 ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی مبنی برسخنان اخير رییس قوه قضاییه كه اعلام کرده بود دادستانی پرونده‌ای در مورد اهانت به امام راحل تشکیل شده ،تاکنون چه اقداماتی صورت گرفته است، اظهار داشت: پس از اینکه این اهانت انجام شد مردم واکنش نشان دادند و از دستگاه قضایی انتظار برخورد با عاملین را داشتند و ما نیز از مامورین این پرونده‌ها خواستیم که تمام کسانی که دراین حوزه‌ها بودند شناسایی شوند.

وی با بیان اینکه یکی از متهمین در همان روز دستگیر شد ادامه داد: اين متهم در زندان است و قرار شده است این پرونده‌ها به سرعت تکمیل شود و به دادگاه برود.

خوب این پرونده هم بسته شد البته با شکست .  با عکس العمل به موقع جنبش بر کسی پوشیده نبود این ترفند  شکست خواهد خرد و این ترفندها  جایی در زمان حال ندارد . شاید در قبل از انقلاب 57 توانست عده کثیری را به خیابانها سرازیر کند  اما به برنامه ریزان این پروژه باید گفت سطح آگاهی مردم تغییر  کرده  و نمی توان سال 57 را با حالا قیاس کرد .

این بر ما روشن است در سیاست آتش را میتوان با آتش بزرگتری خاموش کرد اما برنامه سازان حکومت دیکتاتوری مثل آقای عباسی این را باید در ذهن خود جای دهند در جنبش سبز  تزهای حکومت دیکتاتوری آنتی تز بسیار دارد که بدلیل شناخت کامل این نوع تزها آنتی تز آن متنوع و متعدد است .

آقایان بدانند در جنبش سبز به دلیل سیطره وسیع و دامنه گسترده و وجود اقشار مختلف در آن شناخت تز ها آسان است . جنبش میدانند  برای رسیدن به پیروزی و احاده حقوق احتیاج به گذشت زمان  است و برای آن خود را آماده میکند . هرچه زمان بیشتر سپری گردد اقتدار گران ضعیفتر و جنبش مستحکم تر خواهد شد .

پروژه های از قبیل دادگا ههای مصنوعی و اعتراف گیری ها جنبش را مستحکم تر کرد و با از دست دادن هر فرد افراد دیگر خود را جایکزین کردند و این روند ادامه  خواهد داشت .

جنبش از الگوی خاصی تبعیت نمی کند  نمیتوان آن  را کپی از مدلی دانست ویا آن  را  به سیستمی ربط داد . یک حرکت خود جوش که زمان تصمیم گیری آن به حداقل ممکن تنرل پیدا کرده که این  برخورد با آن را مشکل ساخته و حاکمان ظلم را عاجز ساخته است .  جنبش در زمان  محدود با کمک ارتباطات به یگدیگر مرتبط میشوند تصمیم می گیرند و عمل می کنند .

خوب سوال پیش می آید در صورت قطع این نوع ارتباطات آیا میتوان جنبش را از حرکت ایستاند و یا حرکت آن را کند کرد؟

جواب > قبلا سعی شده بود که با پائین آوردن سرعت اینترنت به این مقصود برسند اما سودی حاصل نشد به طور مثال فرض  شود یکی از اعضا جنبش بازداشت شود  و جنبش بخواهد اطلاع رسانی کند و اینترنت  و تلفن همراه هم قطع است چگونه میتوان اطلاع رسانی به موقع کرد .

جنبش با ندای الله اکبر . صدای بوق اتومبیل . روشن نمودن چراغ های اتومبیل و تلفن شهری در زمانهای محدود  و  همچنین شب نامه و دیوار نویسی و نوشتن روی اسکناس ها در طویل مدت  میتواند کانال ارتباطی را حفظ نماید . از این نوع ارتباطات مثال های بسیار میتوان داشت که هر کدام در زمان و مکان خود متفاوت و متکثر است .

در زمان کنونی پیشنهاد بر تکیه بر همبستگی در زمان عاشورا و تاسوعا حسینی است هرچند در صدای و سیما  در آن زمان به منظور رب و وحشت سناریو دادگاههای توهین به تمثال رهبر پر رنگ میشود .

آزادی اندیشه    23 آذر  1388

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعتتوسط |
چرخش تاریخی جمهوری اسلامی در گفتگو با ابراهیم یزدی
مرتضی کاظمیان


ابراهیم یزدی:  جنبش سبز یکی از پیامدهای انتخابات مزبور است. این انتخابات، جمهوری اسلامی را به یک نقطه گردش یا چرخش تاریخی کشانده است و تصور نمی‌کنم جمهوری اسلامی بتواند به وضعیت قبل از انتخابات برگردد.
 

شبکه جنبش راه سبز(جرس): نام «دکتر ابراهیم یزدی»، برای کنشگران مدنی و سیاسی یا صاحب قدرت در ایران امروز، ناشناخته نیست که نیاز به توضیحی مفصل داشته باشد. حدود شش دهه حضور مستمر و فعال دکتر یزدی در تحولات سیاسی ایران (از نهضت ملی شدن صنعت نفت تا نهضت مقاومت ملی، و از انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمریکا و نهضت آزادی خارج از کشور تا حضور فعال در انقلاب 57 همگام با رهبر فقید انقلاب، و بعدتر حضور در شورای انقلاب و دولت موقت، و سرانجام قرار گرفتن در راس هرم مهم‌ترین جمعیت سیاسی منتقد و مخالف قدرت مسلط در جمهوری اسلامی) از «دکتر ابراهیم یزدی»، چهره‌ای مشهور و البته غیرقابل اغماض سامان داده است. هرچند نگاه مخالفان و منتقدان او با نگاه همفکران و علاقمندانش در تفاوتی محسوس است، و حتی پاره‌ای اختلاف‌نظرها در مورد ارزیابی روش و منش سیاسی دکتر یزدی میان جریان‌های اپوزیسیون وجود دارد. با وجود این‌ها، دیدگاه‌های این صاحب‌نظر سیاسی، در اغلب مقاطع، برای قریب به اتفاق کنشگران مدنی و ناظران سیاسی و تحلیل‌گران (اعم از مرتبط با نظام سیاسی یا خارج از بلوک قدرت) و نیز شهروندان پیگیر «سیاست» در ایران، «مهم» و «قابل تامل» بوده است.
 

دکتر یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران اینک در 78 سالگی با فشارهای امنیتی روزافزونی علیه خود و جمعیت سیاسی تحت هدایت‌اش، در چالش است. جلوگیری از ادامه‌ فعالیت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی «میزان» و سایت نهضت آزادی، افزون بر بازداشت‌ها و بازخواست‌های چند ماه اخیر برخی از اعضای نهضت آزادی، فشارهای روبه تزایدی را متوجه یزدی و همگامانش ساخته است. با همه‌ اینها، او همچنان امیدوار، هوشیار، به‌روز و پرانرژی، پیگیر دموکراتیزاسیون در ایران است.
آنچه در ادامه می‌خوانید، پاسخ‌های این صاحب‌نظر سیاسی به پرسش‌های جرس، در مورد جنبش اعتراضی این روزهای مردم ایران است.

کاظمیان: آقای دکتر یزدی، آيا برای آنچه در ایران امروز با عنوان «جنبش سبز» جاری است، مولفه‌ها و هويت ویژه‌ای قائل هستيد؟ و اساسا" آيا جنبش اعتراضی موجود را در ادامه‌ جنبش اصلاحی ارزیابی می‌کنید يا خیر؟


یزدی: به‌عقیده‌ من، جنبش سبز در ادامه‌ جنبش اصلاح‌طلبی قابل تحلیل و تامل است. اصلاح‌طلبی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر محسوب می‌شود. معنایش این است که بعد از پیروزی انقلاب در سیاست‌ها و عملکردهای حاکمان انحرافاتی از آرمان‌های اولیه‌ انقلاب به‌وجود آمده است. اما راه‌کار مفید و موثر برطرف کردن این انحرافات، براندازی نیست بلکه اصلاح است. راهکار تحقق اهداف اصلاح‌طلبی حرکت در درون نظام است و نه بیرون از آن. یک شیوه‌ آزمایش شده و مرسوم «فشار از پائین و گفت‌وگو در بالا» است. جنبش اصلاح‌طلبی اهرم فشار از پائین را نداشت اما جنبش سبز این امکان را فراهم ساخته است. و این وجه تمایز وضع موجود با مراحل گذشته اصلاح‌طلبی است. یک وجه دیگر آن، از دست رفتن امکانات برای در تماس بودن با عناصر کلیدی و تصمیم‌ساز نظام به منظور پیگیری مشی «گفت‌وگو از بالا» است. به‌نظر می‌رسد هدف از حملات مستمر به هاشمی، خاتمی، کروبی و موسوی از جانب بلندگوهای جریان سرکوبگر کنونی کاهش یا ازبین بردن امکان ارتباط و گفت‌وگوی این افراد با تصمیم‌سازان اصلی است.

کاظمیان: این‌چنین، از نظر شما، مختصات حوادث و جنبش اعتراضى کنونی ايران چيست؟


یزدی: حوادث و جنبش کنونی دو بار معنای جداگانه دارند. جنبش اعتراضی مردم ایران یک واقعیت سیاسی – اجتماعی غیرقابل‌انکار است. چنان که گفتم، ماهیت جنبش اصلاح‌طلبی اعتراض به وضع نامطلوب کنونی و انحرافات حاکمیت از آرمان‌های انقلاب و اصول مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی است. مسیر این جنبش یک‌نواخت و خطی نیست، بلکه روند طی شده و در حال تحقق، دارای فراز و نشیب است و به‌خصوص بعد از انتخابات 22 خرداد، یک جهش و تکان بی‌سابقه‌ای پیدا کرده است. ویژگی‌های جنبش بر اساس رویدادها و مشاهدات اخیر حاکی از آن است که با وجود تحریکات از دو سو _هم از جانب عوامل تحریک‌کننده‌ نیرو‌های سرکوبگر و هم از جانب عواملی که علی‌الاطلاق به‌دنبال براندازی رژیم سیاسی به‌هرشکل و قیمت هستند_ اولا" بدنه‌ اصلی جنبش مسالمت‌آمیز است؛ ثانیا" به تغییرات تدریجی، گام به گام و حداقلی اعتقاد دارد. نسل جوان امروز، برخلاف نسل دوران انقلاب آرمان‌گرا نیست.

کاظمیان: آيا جنبش کنونی در سى سالى كه از عمر نظام سیاسی جمهوری اسلامى سپری می‌شود، به‌مثابهی جنبشی بى‌سابقه قابل تحلیل است؟


یزدی: بله؛ رویدادهای اخیر جنبش در طی سی سال گذشته بی‌سابقه بوده است؛ اما علت آن عدم موفقیت حاکمان بعد از انقلاب در ایجاد تغییرات سیاسی و اقتصادی مطلوب و هم‌آهنگ با آرمان‌های انقلاب است. در «جمهوری اول»، دوران حیات رهبر فقید انقلاب، مسئله جنگ از یک‌طرف و کاریزمای رهبر فقید انقلاب از طرف دیگر، اعتراض‌ها را به یک گروه خاص محدود کرده بود. حاکمان برای فرافکنی بهانه داشتند و مردم هم آن را می‌پذیرفتند. در «جمهوری دوم»، یعنی از سال 1368 و پس از درگذشت رهبر انقلاب تا سال 1376 و روی کار آمدن آقای خاتمی، با وجود این‌که قرار بود و ضرورت داشت انقلاب از فاز سلبی و تخریبی عبور کند و وارد فاز ایجابی و سازندگی شود، اما عوامل متعددی دست به‌‌دست هم دادند و آنچه انجام شد با آنچه مردم انتظار داشتند، در فاصله‌ای بس محسوس قرار گرفت. در سطح کلان کشور نیز، نه از کاریزمای رهبری خبری بود و نه بهانه‌ای برای فرافکنی و توجیه سیاست‌ها و عملکرد‌های ضعیف و ناقص وجود داشت. این‌چنین، آرام آرام، آرایش جدیدی از نیروهای سیاسی معترض به سیاست‌ها و عملکرد‌های سیاسی و اقتصادی شکل کرفت که به «جمهوری سوم» و انتخاب آقای خاتمی منجر شد. با انتخاب ایشان، شکاف میان بدنه‌ اصلی حاکمیت بروز و ظهور پیدا کرد. تا آن زمان معترضان عموما" و عمدتا" بیرون از حاکمیت بودند، اما معترضین جدید از نیروهای درون حاکمیت و از جهات مختلف با معترضان بیرون از حاکمیت متفاوت بودند. آنچه در خرداد 76 به‌وقوع پیوست در واقع نقطه عطفی در تحولات سیاسی معاصر ایران بود. جبهه ای از تمام نیروهای راست، محافظه‌کار و افراطی، تمام نیرو‌های خود را به‌کار گرفتند تا آقای ناطق‌نوری انتخاب شود، خواستی که محقق نشد. مردم با انتخاب خاتمی، به عدم کفایت سیاسی و مدیریتی حاکمان رای دادند. از آن زمان این نیروها به چاره اندیشی پرداختند. ظاهرا" جمع‌بندی این بوده که انتخابات باید «مدیریت» شود. در غیر این‌صورت سیر تحولات در سمت‌و‌سویی خلاف نظر و برنامه‌ آنان پیش خواهد رفت. از همین زاویه، انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را «مدیریت» کردند. نتیجه‌ این رویکرد و اقدام، موارد زیر بود: اولا" برهم‌خوردن قواعدی از بازی جمهوریت که تا آن تاریخ کم و بیش و در محدوده‌ای معین رعایت می‌شد، و نیز سیطره‌ یافتن تدریجی و مطلق یک جریان خاص که نه به جمهوریت اعتقاد داشت و نه به قانون اساسی پایبند بود. ثانیا"، عمیق‌تر شدن شکاف میان نیروهای درون حاکمیت و در نهایت پرتاب‌شدن این نیروها به بیرون از حاکمیت.


از طرف دیگر گروه حاکم نتوانسته است خدمات مورد نیاز مردم را ارائه دهد. درنتیجه مشروعیت مجموعه از دو بعد یا دو جهت دچار خلل شده است: بعد اول مشروعیت حقوقی و قانونی است. نادیده گرفتن مقررات بازی جمهوریت و بی اعتنایی به حقوق شهروندان، مشروعیت حاکمیت را مخدوش ساخته است. اما با وجود این خدشه در مشروعیت، اگر حاکمان توانسته بودند وضع اقتصاد را تا حدی که توده‌های مردم احساس رضایت بکنند سروسامان بدهند، به‌نوعی رضایت مردم را سامان می‌دادند و در نتیجه مشروعیتی کسب می‌کردند و خدشه در مشروعیت در بعد اول تا حدود زیادی جبران می‌شد؛ اما چنین نشد و نخواهد شد. نگاهی اجمالی به عملکرد حاکمیت در طی پنج سال گذشته به‌خوبی نشان می‌دهد که هر نوع انتظاری بیهوده است. این عوامل موجب واکنش مردم و ارتقاء و گسترش جنبش اعتراضی مردم شده است.
نکته‌ دیگر، نقش تعیین‌کننده‌ زنان و جوانان در این جنبش و رویدادهای پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم است. جوانان و زنان ما این نقش را از کجا پیدا کرده‌اند؟ برای فهم این نقش باید به حضور گسترده‌ زنان در دوران انقلاب توجه کرد. حضور زنان در انقلاب در هیچ دوره‌ای از مبارزات مردمی در ایران سابقه نداشته است. زنان جوانی که با آن گستردگی در انقلاب حضور داشتند و به‌شدت سیاسی شده بودند، مادران این نسل هستند و آرمان‌های انقلاب را به این نسل منتقل کرده و زمینه‌های جنبش اعتراضی کنونی را فراهم ساخته‌اند. نباید فراموش کرد که در سی سال گذشته جریان راست و محافظه‌کار، درحالی‌که نسبت به فساد گسترده‌ مالی برخی از مسئولان کم‌اعتنا یا بی‌اعتنا بوده است، حساسیت پیگیر و قابل‌توجهی نسبت به آنچه بدحجابی زنان توصیف کرده، و یا روابط دخترها و پسرهای جوان، از خود نشان داده است. به‌عبارت دیگر، دختران و پسران جوان بیشترین قربانیان سرکوب‌های اجتماعی بوده‌اند. پیامد این نوع سرکوب‌ها لاجرم به درون خانواده منتقل شده است و موجب واکنش مادرانی شده است که خود در انقلاب حضور داشته‌اند. در واقع هسته اصلی این جنبش را باید در داخل خانواده‌ها جستجو کرد. در این سطح حتی خانواده‌های محافظه‌کاران و یا نیرو‌های سرکوبگر نیز، با وجود مواضع سرپرست خانواده، به این جنبش تعلق دارند. چنین جنبشی به‌سادگی مهار نمی‌شود.

کاظمیان: با توجه به تجربه‌ چند ماهه‌ جنبش اعتراضی، به نظر شما اين جنبش استراتژی مشخصی را پی گرفته است؟


یزدی: به‌نظر می‌رسد که جنبش سبز در مجموع استراتژی مشخص و واقع‌بینانه و ثابتی داشته است؛ هرچند جنبش اعتراضی مردم ایران در معرض آسیب‌های جدی قرار دارد.

کاظمیان: وضع ساخت قدرت را در جمهوری اسلامی، بعد از وقوع جنبش سبز چگونه ارزیابی می‌کنید؟


یزدی: شاید بهتر باشد پرسش را اصلاح کرد و جمهوری اسلامی را بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم ارزیابی کرد. جنبش سبز یکی از پیامدهای انتخابات مزبور است. این انتخابات، جمهوری اسلامی را به یک نقطه گردش یا چرخش تاریخی کشانده است و تصور نمی‌کنم جمهوری اسلامی بتواند به وضعیت قبل از انتخابات برگردد. من دیدگاه خودم را در مطلبی با عنوان «دهمین انتخابات و حمهوری جهارم» که در روزنامه‌ اعتماد ملی، مورخ 16 تیر 1388منتشر شد، تبیین کرده‌ام. انتخابات 22 خرداد و رویدادهای بعد از آن و اقدامات احمدی‌نژاد، جمهوری اسلامی را به‌سرعت به سمت‌وسوی قفل شدن و تکرار تجربه‌ی شوروی سابق سوق می‌دهد.

کاظمیان: به‌نظر می‌رسد که «سرکوب و ارعاب» معترضان، به‌شکلی جدی در دستور کار اقتدارگرایان قرار دارد؛ به‌عقیده‌ شما چگونه می‌توان اين مولفه را کنترل کرد؟


یزدی: جریان حاکم در ارزیابی امکانات و تاثیر سیاست سرکوب و ارعاب دچار خطای فاحش استراتژيک شده است. جنبش اصلاح‌طلبی نباید به دام وسوسه‌ واکنش متقابل و به‌ظاهر دفاعی فروافتد. هرگاه کنش‌های فردی یا اجتماعی بر محور زور و خشونت شکل گیرد، طرفی که زور عریانش بیشتر است می‌برد. برای خنثی‌کردن این استراتژی باید اولا" بر قانون جهان‌شمول «بی‌نهایت کوچک‌ها» تکیه کرد و همه‌ مردم را درگیر مطالبات و چشم‌اندازها ساخت؛ ثانیا" به «خودجوشی» مردم دامن زد؛ و ثالثا" از روش‌های مسالمت‌آمیز استفاده کرد.

کاظمیان: نسبت بين انفعال و مشی ضد‌خشونت جنبش چيست؟ چگونه می‌توان در عين حفظ مشی ضد‌خشونت، مانع از انفعال و افول جنبش شد؟


یزدی: حفظ تعادل میان ادامه‌ جنبش و ماندن در محدوده‌ مشی ضدخشونت، هم «علم» و هم «هنر مدیریت» است. با توجه به روان‌شناسی مردم در این مرحله از جنبش، هدف اعمال خشونت از جانب نیروهای سرکوب‌گر سوق دادن مردم به انفعال و افول جنبش است. برای پیشگیری از این افول، رهبران جنبش می‌توانند و باید مردم را قانع سازند که توسل به واکنش‌های خشونت محور، ولو به‌عنوان دفاع نه تنها کارساز نیست بلکه نقض غرض است. نباید اجازه داد کنش و واکنش میان مردم و نیروهای طرف مقابل بر محور زورمداری شکل بگیرد. در آن صورت آن کس که زورش بیشتر است برنده می‌شود.

کاظمیان: آقای دکتر، به موضوع «راهبری در جنبش سبز» بپردازیم؛ آيا برای اين جنبش اعتراضی، رهبرى مشخص قائل هستيد؟


یزدی: متاسفانه به نظر می‌رسد که جنبش سبز هنوز فاقد رهبری واحد فردی یا جمعی است، و نمادهای این جنبش، یعنی آقایان موسوی، خاتمی و کروبی هنوز نتوانسته‌اند رهبری واحدی را شکل بدهند.

کاظمیان: چه ارزيابی‌ای از بيانيه‌های مهندس موسوی و عملکرد وی داريد؟ به نظر شما آیا ایشان توانسته است از منابع و امکانات دراختیار به بهترین وجه سود جوید؟
یزدی: ارزیابی من از بیانیه‌های ایشان، مثبت است، هرچند به‌عقیده‌ من این بیانیه‌ها می‌تواند و می‌باید با وضوح و شفافیت و قاطعیت بیشتری نگاشته و منتشر شود. اگرچه مهندس موسوی توانسته است امید و اعتماد و دلبستگی را در بدنه‌ جنبش حفظ و تقویت کند، اما تلاش‌های ایشان، کافی نبوده است. به‌نظر می‌رسد که ایشان هنوز از تمام ظرفیت‌ها و امکانات بالقوه و بالفعل استفاده نکرده‌اند.

کاظمیان: و به‌عنوان آخرین پرسش، ارزیابی شما از کنش سیاسی و تلاش‌های آقای کروبی در ایام پس از انتخابات تاکنون چیست؟


یزدی: مواضع و فعالیت‌های ایشان، به‌خصوص در مورد آنچه در بازداشتگاه‌ها رخ داده است و انتقال اخبار آن به سطح آگاهی ملی و نیز مراکز تصمیم‌گیری، بسیار موثر، قابل تقدیر و ماندنی است.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعتتوسط |
اعتراض مردان با لباس زنان
انتشار خبر و عکسی از مجید توکلی، دانشجوی بازداشت شده ایرانی در جریان روز دانشجو در خبرگزاری فارس اعتراض هایی را از سوی مخالفان دولت در پی داشته است.
مجید توکلی که به گفته این خبرگزاری نیمه رسمی نزدیک به دولت قصد داشته با لباس مبدل زنانه "فرار کند"، در روز 16 آذر دستگیر شد.
خبرگزاری فارس یک روز پس از دستگیری آقای توکلی چند عکس از او منتشر کرد که او را با مقنعه و چادر بر سر نشان می داد.
عده ای ازمخالفان دولت معتقدند که آقای توکلی بدون لباس مبدل دستگیر شده و پس از دستگیری به او مقنعه و چادر پوشانده شده و عده ای دیگر می گویند که این عکس هاساختگی است.
با وجود این انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در بیانیه ای که در این باره منتشر کرده است، مجید توکلی را "افتخارجنبش دانشجویی" دانسته و نوشته است: " آنچه که مهم بوده و هست ایستادگی و مقاومت دانشجویان ایران برای به دست آوردن آزادی بوده و هست و بی‌شک این تلاش تا برقراری دموکراسی ادامه پیدا خواهد کرد چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه."
در پی انتشار این عکس، عده ای از مردان ایرانی در اعتراض به این اقدام خبرگزاری فارس و حمایت از مجید توکلی با به سر کردن روسری عکسهایی از خود بر روی وبسایت‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک گذاشته اند.
همچنین وب سایت Iranian.com که از وبسایت های پربیننده در میان کاربران ایرانی است، صفحه ای باز کرده است که ده ها نفر از مردان معترض به دستگیری مجید توکلی، عکسهایی را که در آن روسری بر سر دارند، به این صفحه فرستاده اند.
آقای توکلی که در روز دانشجو در دانشگاه امیرکبیر تهران سخنرانی کرد، از سوی خبرگزاری فارس "لیدر اصلی اغتشاشات" نامیده شده است.
خبرگزاری فارس در تشریح بازداشت او نوشت: " (مجید توکلی) پس از آنکه نتوانست با سخنرانی ساختار شكنانه و اهانت آمیز خود بر تعداد تجمع كنندگان حامی میر حسین موسوی بیفزاید، با مشاهده حضور پررنگ دانشجویان حامی انقلاب اسلامی احساس خطر كرد و با آرایش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد."
خبرگزاری فارس در ادامه نوشته است: " او كه همانند زنان محجبه، مانتو به تن كرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتی یك كیف زنانه را نیز برای محكم كاری به دوش انداخته بود، در رسیدن به هدف خود ناكام ماند و توسط مامورین امنیتی دستگیر شد."
این خبرگزاری همچنین نوشته است که این در حالی است که عكس او در بسیاری از تجمعات "دانشجویان افراطی" به عنوان نماد "مقاومت جنبش دانشجویی " در میان تجمع كنندگان توزیع می ‌شد.
همچنین این خبرگزاری تلاش مجید توکلی برای فرار با لباس زنانه را به خروج ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهوری ایران در سال 1360 تشبیه کرده است.
مجید توکلی دانشجوی اخراجی دانشگاه امیرکبیر در اردیبهشت 1386 همراه با دو دانشجو دیگر در پی انتشار چهار نشریه دانشجویی دانشگاه امیر کبیر به نامهای آتیه، سحر، ریوار و سرخط که موجب ایجاد تنش و درگیری در دانشگاه شد، توسط وزارات اطلاعات دستگیر شد.
این دانشجویان اعلام کرده بودند که نشریات مذکور جعلی هستند و "با سوء استفاده از آرم و نشان نشریات اصلی" چاپ شده اند.
در زمان بروز تنش ها، گردانندگان این نشریات دانشجویی مدعی شدند هدف از "جعل" این نشریات، فراهم کردن بهانه ای برای تعطیلی کلیه نشریات دانشجویی بوده است.
این سه نفر هفت ماه پس از بازداشت، از اتهام توهین به مقدسات، حرم اهل بیت، مراجع، مردم شهرستان قم و شهر قم تبرئه شدند، اما بخاطر مسئول دانستن نیروهای بسیج دانشگاه امیرکبیر در انتشار نشریات به اذعان آنها "جعلی"، به نشر اکاذیب متهم و محکوم شدند.
پرونده‌ سه دانشجو با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی شعبه‌ ششم دادگاه انقلاب مورد رسیدگی قرار گرفت و مجید توکلی به 30 ماه حبس محکوم شد
این سه دانشجو پس از تحمل 15 ماه حبس در مرداد 1387 به طور مشروط آزاد شدند.
اما آقای توکلی در بهمن همان سال دوباره دستگیر شد و نزدیک به سه ماه را در زندان گذراند.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعتتوسط |
اکونومیست: خاکریزهای رژیم ایران متزلزل است
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 12 دسامبر خود گزارش مفصلی را به شرایط سیاسی ایران پس از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اختصاص داده است.
این گزارش با عنوان "خاکریزهای رژیم ایران متزلزل است" چاپ شده و در آن آمده است که هفت ماه پس از انتخاباتی مناقشه برانگیز ایران، از فروکش کردن مخالفت با رژیم روحانی ایران و رئیس جمهوری آن، که با چون و چرای فراوان بار دیگر به این سمت برگزیده شد، نشانی دیده نمی شود.
این هفته نامه یادآور می شود که از زمان بازگشت محمود احمدی نژاد به قدرت در پی انتخابات شک برانگیز ماه ژوئن، تظاهرات اعتراضی در ایران هر از چند گاهی فوران کرده و جدیدترین نمونه، اعتراضات روز 7 دسامبر به مناسبت روز دانشجو بود که در سرتاسر کشور، ده ها هزار نفر توانستند با عبور از سد ماموران امنیتی، از دانشگاه ها خارج شوند و مردم عادی در خیابان ها به آنان پیوستند.
به نوشته اکونومیست، در پی این تظاهرات، "گزارش هایی از بازداشت گسترده و ضرب و شتم تظاهرکنندگان توسط نیروهای بسیج، وابسته به سپاه پاسداران، یعنی بازوی زورگو و مسلح رژیم، مخابره شد و در دانشگاه تهران، که داغ ترین محل تظاهرات بود، در روزهای بعد، دانشکده فنی بار دیگر هدف حمله ماموران لباس شخصی قرار گرفت و کسان دیگری بازداشت شدند."
در ادامه این مطلب آمده است که "به زعم آیت الله خامنه ای و اعضای ارشد نهادهای امنیتی رنگارنگ او، همه اینها بخشی از "جنگ نرم" دشمنان ملت علیه رژیم است و اوایل ماه جاری هم دسته ای از هنرپیشه های طرفدار رژیم با اجرای یک تئاتر مشمئزکننده، صحنه مرگ ندا آقا سلطان، زنی را که با گلوله نیروهای امنیتی کشته شد، به نمایش گذاشتند تا به این ترتیب، افسانه قتل او به دست قدرت های غربی را به خود بقبولانند."
اکونومیست همچنین به گمانه زنی در باره مسموم شدن پزشک یکی از بازداشتگاه های ایران که محل شکنجه و قتل بازداشت شدگان تظاهرات تابستان بود اشاره می کند و می افزاید که حتی شیرین عبادی، حقوقدان برنده جایزه نوبل، که در خارج به سر می برد رژیم را به خاطر تهدید به پیگرد او در صورت بازگشت به کشور، و البته به بهانه تخلف های مالیاتی، هدف انتقاد قرار داده است.
این هفته نامه می نویسد که حتی در روزهای آرام تهران نیز، این شهر چهره ای عبوس و بی طراوت دارد و خودروهای پلیس به بهانه مبارزه با معتادان، جلوگیری از پارک دوبله و مقابله با استفاده بیش از حد خانم ها از ریمل، به گشت زنی در خیابان ها می پردازند که به نظر اکثر ساکنان، هدف اصلی از این اقدام ارعاب مخالفان رژیم است.
اکونومیست می نویسد که "کاربرد وحشیانه خشونت و توسل به خودستایی در این زمینه، روش محبوب حکومت برای تضعیف "جنبش سبز" بوده و در خلال ماه های گذشته، گزارش های متعددی از قتل معترضان در خیابان های شهر و شکنجه آنان در زندان ها انتشار یافته و ده ها تن از آنان هم با انواع اتهامات به محاکمات نمایشی کشانده شده اند."
به نوشته این هفته نامه، "اخیرا این روش ها جای خود را به شیوه های موذیانه تر اما همچنان ظالمانه ای داده به این ترتیب که مخالفان سرشناس محمود احمدی نژاد که ماه ها رنج زندان را تحمل کرده اند، با سپردن وثیقه آزاد شده اند تا منتظر تشکیل دادگاه تجدید نظر
+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعتتوسط |
آزادی اندیشه در فیس بوک
 

آزادی اندیشه

 از امروز سیر دستگیری و اخراج اساتید و دانشجویان در سراسر کشور شروع شد .نظام مشروطیت از دست رفته را با بهانه هایی از قبیل جنگ نرم می خواهند باز گردانند . بر ماست که از تمامی دانشجویان و اساتید حمایت نماییم . ما به سران دیکتاتور هشدار میدهیم در صورت ادامه این روند اعتصابات و نشستهای سیاسی را در کنار دربهای دانشگاه ها و خیابانهای مجاور شروع می کنیم . آزادی اندیشه

........................................................................................................................................

ما به روشنی از آقایان موسوی کروبی خاتمی منتظری و سران جنبش و تمامی فعالان سیاسی با هر نوع عقیده خواهانیم هر چه سریعتر برای خاموش کردن این فتنه و خود زنی سیاسی که توسط صدا وسیما با مدیریت گروهی قلیلی از سپاه طراحی نموده شده را محکوم و خنثی نمایند .آزادی اندیشه

..........................................................................................................................................

بنا به اقتضائ زمانه از تمامی دوستان تقاضامندست در وحله کنونی آب به آسیاب دشمن نریخته تا موجبات مشکلات برای دوستان در جنبش فراهم نگردد . این بدین معنا نیست که تنفر و عجز خود را به فراموشی سپاریم . این استراتژی بارها در جنبش جواب خود را به مثبت ترین شکل داده . با هر عقیده و با هر طرز تفکر یکپارچه به روند رو به رشد جنبش سبز یاری رسانیم تا فتنه در مراحل نخست در دم خفه گردد . تصاویری که از صدا وسیمای در قالب توطئه ایی برنامه ریزی شده پخش گردید نشان آن است که با پاره و سوزاندن عکسهای آیت الله خمینی مراحل دستگیری موسوی و کروبی مراحل پایانی خود را سپری میکند . دوستان من به هوش و هوشیار باشید . ./ آزادی اندیشه

 
+نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعتتوسط |
" دیکتاتورسال "
دانشگاه اسلو در نروژ آیت الله علی خامنه ای رهبرجمهوری اسلامی ایران را به عنوان " دیکتاتورسال " معرفی کرد.

این دانشگاه اعلام کرده است کارشناسان بین المللی حقوق بشر یک لیست 11 نفره از رهبرانی که بیشترین جنایت ها را علیه ملت خود مرتکب شده اند تهیه کرده وبرای رای گیری در اختیار دانسجویان دانشگاه اسلو قرار داده اند.

درلیست مذکور نام چند رهبر معروف به دیکتاتوری از جمله کیم یونگ ایل رهبرکره شمالی ، رابرت موگابه رئیس جمهور زیمبابوه وهمچنین ژنرال سان شوی رئیس شورای نظامی حاکم در میانمار به چشم می خورد.

این جایزه هرسال به رهبران مستبد ودیکتاتور که با ملت خود و ملت های دیگر دشمنی کرده وعامل رنج وبدبختی انسانها و فقر وجنگ افروزی شوند ، اعطا می شود.

دانشجویان دانشگاه اسلو از طریق صفحه ای که در " فیس بوک " در نظر گرفته شده در رای گیری برای تعیین " دیکتاتور سال " شرکت کردند.

به دنبال اعلام نتایج انتخابات جنجال برانگیز اخیر ایران نیروهای امنیتی به شدت اعتراضات مردمی که برگزارکنندگان را به " تقلب انتخاباتی " متهم می کنند سرکوب کرده اند.

این سرکوب ها پس از هشدار آیت الله خامنه ای مبنی بر برخورد با معترضان شدت بیشتری یافته است و در جریان تجمع ها وتظاهرات خیابانی دهها تن از مردم کشته وزخمی شدند.

همچنین تعدادی از فعالان سیاسی ، دانشجویی وروزنامه نگاران معترض نیز بازداشت شده و دادگاه انقلاب اسلامی اخیرا احکام سنگینی علیه برخی از آنها صادر کرده است.

معترضان می گویند برگزارکنندگان انتخابات به هدف پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات " تقلب گسترده ای " مرتکب شده اند اما دولت می گوید " انتخابات سالمی " برگزار کرده است.

--

+نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعتتوسط |
بيانيه اى از سوى"جمعى از فرماندهان و پرسنل ارتش جمهورى اسلامى ايران"
تهران، دبى – رسانه ها،(العربيه.نت)
بيانيه اى در ايران از سوى"جمعى از فرماندهان و پرسنل ارتش جمهورى اسلامى ايران" صادر و منتشر شد كه در آن به نيروهاى درگیر شونده با تظاهرات أرام مردم هشدار داده شده است.

صادر كنندگان اين بيانيه "با اتمام حجت به نيروهاى سپاه كه در مقابل مردم ايران ايستاده اند"، اين نيروها را "به بازگشت به سوى مردم" فراخوانده و هشدار داده اند كه "در صورت ادامه سركوب مردم، با واكنش جان بركفان ارتش مواجه خواهند شد".

در اين بيانيه كه از طرف ناظران سياسى ورسانه ها "بسيار مهم" تلقى شده تحت عنوان "ارتش پناه ملت" آمده است: "ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است، اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هموطنان خود نيز ساکت بنشيند".

بيانيه ادامه مى دهد: "به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد."

در اين بيانيه همچنين آمده است: " درسال های دفاع مقدس (جنگ ايران و عراق1980-1988) كه دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است."

اين بياينه مى افزايد: "سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند."

اين بيانيه از سوى گروههاى زير امضا شده است: جمعى از ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران (هوانيروز)، خلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)، ستاد فرماندهی کل ارتش، ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)، مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا، دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)، گروه سی وسه توپخانه اصفهان، اساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع).

گفتنى است كه به گزارش رسانه ها و طبق تصاوير و فيلمهاى منتشره، پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران، سپاه، بسيج، نيروى انتظامى ولباس شخصى ها نيروهايى بودند كه در تظاهرات به ضرب و شتم مردم پرداختند و به سوى عده اى نيز شليك كرده موجب كشتار گشتند. طبق آمارى كه دولت احمدى نژاد منتشر ساخت 32 نفر در اين حوادث كشته و 4000 نفر دستگير شدند. خبرهايى نيز از شكنجه و آزار تعدادى زيادى در زندانها گزارش شده است.
*********************************************

+نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعتتوسط |
وضعيت حقوق بشر در ايران
سازمان عفو بين الملل می گويد در حال حاضر وضعيت حقوق بشر در ايران همان اندازه تأسف آور است که ٢٠ سال پيش بود. عفو بين الملل از ايران مؤکداً ميخواهد هر جا صحبت از نقض حقوق بشر است مسأله را تمام و کمال مورد بررسی و تحقيق قرار دهد.
سازمان عفو بين الملل شش ماه پس از انتخابات رياست جمهوری ماه ژوئن گذشته در ايران -- يعنی انتخاباتی که صحت آن مورد اعتراض وسيع قرار گرفت -- ميگويد، مأمورين امنيتی، افراد سپاه پاسداران و بسيجِ زير چتر دولت، در اعتراضات گسترده ای که نسبت به انتخابات صورت گرفته است، مداوماً معترضين را مورد انواع تعرض قرار ميدهند. مأمورين، مردم را بباد کتک می گيرند، به معترضين تجاوز جنسی و ناموسی روا ميدارند، و با تهديد بازداشت شدگان، از آنان اقرار ميگيرند.
بدنبال اعتراضات ماه ژوئن، حدود ٤٠٠٠ تن از تظاهر کنندگان، به دستگيری قوای دولتی درآمدند. عفو بين الملل ميگويد، از اين گرده هنوز ٢٠٠ نفر در زندان هستند. عفو بين الملل ميگويد حدود ٢٠٠ نفر ديگر نيز در تظاهرات دانشجويی اوائل هفته جاری ميلادی، دستگير شده اند.
سازمان عفو بين الملل از آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران ميخواهد، به دولت دستور دهد از سازمان ملل متحد دعوت بعمل آورد، تا در امر تحقيقات و رسيدگی کمک کنند تا معلوم شود که کار تحقيقات، دقيق، کامل و بصورتی مستقل، صورت گرفته است.

به نقل لز صدای امریکا

+نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعتتوسط |
رهنورد: اگر تکه تکه ام کنید جز صدای دمکراسی از من نمی شنوید

 

 شبکه جنبش راه سبز (جرس): زهرا رهنورد استاد دانشگاه تهران و همسر میرحسین موسوی صبح امروز حدود ساعت 11 در دانشگاه تهران مورد سوء قصد چند زن که خود را بسیجی معرفی می کردند ، قرار گرفت.

 به گزارش سایت کانون زنان ایرانی رهنورد در محوطه دانشگاه دانشکده هنرهای زیبا برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می شد که مورد این تهاجم قرار گرفت.

به گفته یکی از شاهدان عینی این ماجرا وقتی رهنورد از این زنان پرسید که چرا مرا تعقیب می کنید آنها مدعی شدند که برای محافظت از وی آمده اند. رهنورد نیز در پاسخ  به آنها گفت: شما از صبح تا کنون مرا رها نکرده اید و تا دفترم و هر جا که رفتم مرا تعقیب کردید.

این شاهد عینی می گوید:" رهنورد رو به آنها گفت من به شما می گویم که من از سر تا پا سبزم و شما هم برای ممانعت از حضور من به اینجا آمده اید."

این گفتگو نهایتا به درگیری لفظی و اهانت سردسته این زنان به رهنورد منجر شد. زن سردسته به رهنورد گفت به من بگویید افکارتان قبل و بعد از انقلاب چه بوده است؟

این شاهد عینی ادامه می دهد:" رهنورد به آنها گفت شما بازجو هستید و یا به قول خودتان محافظ که آن زن گفت تو از ما می ترسی. پاسخ رهنورد این بود که جز از خدا از هیچ کس نمی ترسم و اگر مرا تکه تکه کنید و به قبر بسپارید جز صدای سبز آزادی و دمکراسی صدای دیگری از قبر من نمی شنوید."

به گفته این شاهد عینی سردسته این زنان به زور وارد ساختمان مرکزی دانشکده هنرهای زیبا شد که نهایتا با دخالت حراست دانشگاه زهرا رهنورد توانست از ان محوطه دانشگاه خارج شود.اما همان جریانی که در دانشگاه آن جنجال را به پا کرده بود رهنورد را تعقیب کرد و در میانه خیابان وصال در حالی که او سوار ماشین حراست دانشگاه بود گاز فلفل را از فاصله 20 تا 25 سانتی بر صورت او پاشیدند که منجر به خفگی شدید و نابینایی موقتش شد. در آن لحظه اهالی و مغازه دارهای اطراف هرکدام به نحوی نسبت به نجات او اقدام کردند.

این شاهد عینی ادامه می دهد:" و باز هم به کمک حراست دانشگاه تهران سعی کردند رهنورد را با حال بسیار بد از محاصره شدید نیروهای امنیتی خارج کنند."

طبق اخبار رسیده از این شاهد عینی وضعیت ریوی و بینایی رهنورد به دلیل اینکه گاز فلفل از فاصله بسیار نزدیک به صورت او پاشیده شد بد گزارش می شود.


+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعتتوسط |
Iranian Student Protesters Clash With Police

.

Thousands of student protesters gathered at universities in Tehran and other cities across Iran on Monday, chanting anti-government slogans and fighting with the police in the most violent street protests since the summer.

The main entrance to Tehran University was sealed off by security forces, while clashes broke out between protesters and tens of thousands of Basiji militia in squares around the city, witnesses and opposition Web sites reported. Protests erupted at universities throughout the country, including Kerman, Mashad , Isfahan and Hamdean. The opposition staged a street rally in Shiraz.

The tenor of the protests was angrier than any in recent months, witnesses said, and the Basij responded with a brutality not seen since the summer months, when protests broke out following the June 12 presidential election, which the opposition has dismissed as fraudulent.

Protesters in Tehran broke out in chants of "death to the dictator" followed by "this is the last warning." They carried Iranian flags missing the word "allah," which was added after the 1979 revolution, and burned posters bearing the image of Ayatollah Ruhollah khomeini , the founder of the Islamic Republic.

A crowd of about 1,000 students gathered at a university in Sanandaj, in the Kurdish region of Iran, unusual for an area where security is extremely tight, the Kurdish Rawanews reported. Students in Kerman, in central Iran, shouted "death to dictator," "azadi," Persian for freedom, and "my brother, the street sweeper, take Mahmoud away," a reference to the country’s president,Mahmoud Ahmadinejad .

vidioes posted to YouTube, Twitter and opposition Web sites early on Monday showed students gathering in large crowds in Tehran and the northeastern city of Mashad. The police, who are barred from the universities, had gathered outside the schools and in public squares to head off the protests, and by early afternoon there were widespread reports of tear gas, beatings and arrests.

.

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعتتوسط |
هدیه گل توسط نیروی انتظامی در 16 آذر به دانشجویان همراه با گاز اشکاور و باتون
سردار علی فضلی، فرمانده سپاه سيدالشهدا ‌استان تهران: "تدابير ما تدابيری فرهنگی است، قصد داريم در اين روز(16 آذر) به‌خصوص در استان تهران گل هديه دهيم."

نوشته دوستی در کنار جلوی دانشگاه پلی تکنیک

حرامیان معنای گلتان را فهمیدیم . باتوم است که بر فرقمان وارد میشود . تهران قیامت است

بی شرمان ، گفته بودید به دانشجویان گل میدهید . جایش هنوز درد میکند . چه وقاحتی دارید شما .
خیابان انقلاب قیامت است . وحشیانه میزنند ملت را .
دانشجویان را تنها نگذارید . بچه هایمان دارند کتک میخورند . من باز خواهم رفت . شما را به خدای ایران قسم میدهم بپیوندید .

نام های رضوی فقیه، قندچی وبزرگ نیا در تاریخ جنبش دانشجویی نام هایی نامیرا هستند از نوع ستار خان و باقر خان در جنبش مشروطه، با این تفاوت که در دانشگاه و در جایی در خون شکفتند که زمینی حاصلخیز دارد. اندیشه ها و حرکت های نو در آن به آسانی پا می گیرند. در پنجاه و شش سال گذشته کمتر دوره ای بوده است که در شانزدهم آذر ، دانشگاه ها، با بزرگداشت یاد این جوانان که قربانی خشونت به هم بافتۀ آمریکا و حکومت شاه شدند، پویایی و آزادیخواهی خود را به نمایش نگذارند. اما امسال شانزدهم آذر در ده ها دانشگاه ایران در شرایطی فرا می رسد که در بطن جامعۀ شهری یک حرکت نسبتاً مداوم اعتراضی در جریان است.

امروز تعدادی بازداشت شدند و تعدادی هم رخمی اما ما گلی ندیدیم . اگر اسم گل به باتون و گاز اشک آور تغییر کرده ما بی خبر هستیم .

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعتتوسط |
فیلترشکن
فیلترشکن روز دانشجو ، در این ورژن نرم افزار های الترا سورف ، فیری گیت ، پوف ، تور و جی تونل قابل دریافت است همچنین می توانید به جیمیل ، یاهو میل ، فیس بوک ، توییتر و یوتیوب دسترسی داشته باشید ، یک آپلود سنتر برای تصاویر و فیلم های روز دانشجو نیز در این ورژن قرار گرفته است
http://daneshjo.16azar.4pu.com/
http://freedom.16azar.4pu.com/
http://azadi.16azar.4pu.com/
http://daneshgah.16azar.4pu.com
+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعتتوسط |
گزارش تصویری دیدار مردم و شخصیت ها با میر حسین موسوی (15 آذر عیدغدیر خم )

 


صبح امروز جمعی از مردم و چهره های سیاسی و فرهنگی با حضور در دار الزهرا عید غدیر

خم عید سادات را به میر حسین موسوی و زهرا رهنورد تبریک گفتند

 

  بر گرفته از سایت کلمه

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعتتوسط |
به نقل از گزارشگران بدون مرز , بازداشت و تهدید نگران کننده روزنامه‌نگاران ادامه دارد

 

 گزارشگران بدون مرز بار دیگر نگرانی خود را از ادامه بازداشت و تهدید روزنامه نگاران در ایران اعلام می کند. طاهره ریاحی خبرنگار روزنامه جهان اقتصاد و فرهاد شرفی وب‌نگار مدافع حقوق زنان در تاریخ ١٠ و  ١١ آذر ماه در تهران و خرم آباد بازداشت شده اند. بسیاری از روزنامه‌نگاران در شهرهای مختلف  از سوی نهادهای امنیتی – قضایی احضار  و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته‌اند.

 

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند : " وضعیت آزادی مطبوعات و روزنامه‌نگاران در ایران هر روز بدتر می شود. روزنامه نگارانی که هنوز در ایران مانده اند به شکل دائمی از سوی نهادهای امنیتی از جمله سپاه پاسداران تهدید و احضار می‌شوند. هم‌زمان صدور محکومیت های سنگین علیه روزنامه‌نگاران زندانی ادامه دارد. گزارشگران بدون مرز یادآور می شود که با ٢٨ روزنامه‌نگار و وب‌نگار زندانی ایران بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه است. ما  از مقامات جمهوری اسلامی خواهان آزادی بدون قید شرط همه انها هستیم. " 

 

 طاهره ریاحی خبرنگار روزنامه جهان اقتصاد احتمالا در تاریخ ١٠ آذر ماه از سوی مقامات امنیتی بازداشت و به محل نا معلومی انتقال یافته است. بنا بر گفته همکارانش خانواده این روزنامه نگار ٢٥ ساله شدیدا تحت فشار قرار گرفته‌اند تا از انتشار خبر دستگیری دخترشان خوداری کنند. دلیل بازداشت و محل نگاهداری این روزنامه‌نگار اعلام نشده است.

روزنامه نگاران حوزه اقتصادی در تیررس دولت احمدی نژاد قرار دارند. محمد علیزاده طباطبایی وکیل سعید لیلاز سردبیر سابق روزنامه اقتصادی سرمایه ر تاریخ ١١ آذر ماه اعلام کرد که موکلش از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب به ٩ سال زندان محکوم شده است.

 

فرهاد شرفی وبلاگ نویس تراس  و همکار بسیاری از سایت‌های مدافع حقوق زنان، در تاریخ ١١ آذر ماه توسط نیروهای امنیتی در محل کارش در شهر خرم آیاد بازداشت شد. دلیل بازداشت و محل نگاهداری این روزنامه نگار نیز رسما اعلام نشده است.

 

از سوی دیگر بنا بر اطلاعاتی که به گزارشگران بدون مرز رسیده است، بسیاری از روزنامه‌نگاران و حرفه‌کاران رسانه‌ها در شهر مختلف ایران از جمله اصفهان، شیراز، مشهد و تبریز از سوی دادگاه های انقلاب و یا وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته‌اند. برخی از این افراد با سپردن وثیقه های سنگین تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شده‌اند.

 

در تاریخ ١٢ آذر ماه  نگار سایه رزونامه نگار زندانی که از تاریخ ٧ آبان ماه در زندان بسر می برد با سپردن وثیقه آزاد شد.

 

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعتتوسط |
گزارشگران بدون مرز از دادخواهی استفان هاشمی علیه جمهوری اسلامی حمایت می‌کند

گزارشگران بدون مرز حمایت خود را از دادخواهی استفان هاشمی علیه جمهوری اسلامی ایران در کانادا اعلام می کند. فرزند زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی‌تبار کانادایی برای بازداشت، شکنجه و قتل مادر خود خواهان دریافت خسارت مادی و معنوی شده است. پس از دوسال کشمکش قضایی و پس از دوبار تغییر زمان برگزاری دادگاه ، بررسی این پرونده در تاریخ ٢ دسامبر در دادگاه عالی ایالت کِبک در کاخ  دادگستری شهر مونترال آغاز شد که تا ٨ دسامبر ادامه خواهد یافت. شعبه کانادا گزارشگران بدون مرز در دادگاه حضور دارد.

در اولین نخستین جلسات برگزاری دادگاه ادعاهای دولت های کانادا و ایران که هر دو مخالف این دادرسی هستند بررسی می شود. اتکا آنها به "قانون مصونیت دولت ها" است که دادرسی قضایی علیه دولت های خارجی را به جز موارد معینی، برای دادگاه های کانادایی ممنوع کرده است. هر دو دولت برای رد دادرسی و نشان دادن این که قانون این مورد خاص را شامل نمی شود، به فهرست ٢٠٠ مورد مشابه که قانون به اجرا گذاشته است، اشاره کرده اند.

گزارشگران بدون مرز یادآور می شود که منشور کانادایی حقوق و آزادی که در پرتو اصول بنیادین قضایی رهنمای قوانین جاری کاناداست، تضمین کننده حق همه شهروندان کانادیی برایبهرمند شدن از یک دادرسی عادلانه و منصفانه است. قاضی دادگاه نیز خود بر ناممکن بودن برگزاری چنین دادگاهی در ایران به دلیل مشخصه کاملا سیاسی آن تاکید کرد. 

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند : " از شش سال پیش تا امروز  جمهوری اسلامی ایران  همه امکانات خود را برای تضمین مصونیت جنایتکاران به ویژه دادستان سابق تهران سعید مرتضوی بکار گرفته است. متهمان اصلی پرونده قتل زهرا کاظمی همچنان تحت حمایت رهبر جمهوری اسلامی آیت اله خامنه ای و محمود احمدی نژاد قرار دارند. کانادا و اتحادیه اروپا برای پایان دادن به مصونیت از مجازات باید فعالانه از دادخواست موجه وکلا و خانواده زهرا کاظمی حمایت کنند." 

زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی‌تبار کانادايی در دوم تير ماه ١٣٨٢ در حين عکسبرداری از تجمع خانواده های زندانيان در مقابل زندان اوين بازداشت شد. اين روزنامه نگار در مدت بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در اثر ضربات وارده در بيست تير ماه در بيمارستان نظامي بقية الله اعظم جان سپرد . پس از تلاش اوليه در پنهان کردن علت واقعی مرگ اين روزنامه نگار، مقامات رسمي ايران در ٢٥ تير اعلام کردند که زهرا کاظمي در اثر " ضربه ی مغزی " در گذشته است. پيکر زهرا کاظمي با تعجيل بسيار چهارشنبه اول مرداد ماه بر خلاف خواست پسرش استفان هاشميان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش شيراز به خاک سپرده شد. خانم عزت کاظمي مادر زهرا کاظمي در هشت مرداد طي مصاحبه ای اعلام کرد که از سوی مقامات رسمي ايران شديدا تحت فشار قرار گرفته بود تا موافقت کند دخترش در ايران به خاک سپرده شود. از همان فردای به خاکسپاري، استفان هاشميان تنها فرزند زهرا کاظمي خواهان نبش قبر و انتقال پيکر مادر خود به کانادا است.

استفان هاشمی به گزارشگران بدون مرز اعلام کرده است " جمهوری اسلامی مسئول شکنجه و مرگ مادر من است و کاملا روشن است که دولت ایران تاکنون هدفش سرپوش گذاشتن بر این قتل بوده است.

وکلای خانواده زهرا کاظمي بارها نسبت به روند رسيدگي پرونده از سوی دستگاه قضايی انتقاد کرده‌اند. در برگزاری دادگاه های بدوی و تجدیدنظر به وکلای خانواده ی کاظمي اجازه داده نشد تا شهود خود را که برخي از آنها از مسئولان بلند پايه دستگاه قضايي ايران بودند برای روشن شدن حقايق به دادگاه دعوت کنند، از جمله سعيد مرتضوی دادستان عمومي و انقلاب تهران که شخصا در بازجويي از زهرا کاظمي شرکت و بنا به گفته‌ی بسياری از شاهدان در ماجرای قتل اين روزنامه نگار دخالت مستقيم داشته است.

+نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعتتوسط |
تداوم فشارها بر ایرانیان خارج از کشور

صدای آمریکا : وال استريت جرنال زير عنوان «سرکوبی ايرانيان به خارج تعميم داده شده است» در گزارشی از نيويورک می نويسد يک جوان ايرانی تبار آمريکائی بنام کوشا ميگويد واکنش اوليه او به ایميلی تهديد آميز، ناديده گرفتن آن به عنوان يک شوخی احمقانه بود. ایميل به اين دانشجوی بيست و نه ساله رشته مهندسی اخطار ميداد که اگر انتقاد از ايران را در فيس بوک متوقف نکند بستگانش در تهران آسيب خواهند ديد. دو روز بعد مادرش تماس ميگيرد. ماموران امنيتی پدرش را در خانه اش در تهران بازداشت و تهديد کرده بودند که پسرش ديگر نمی تواند بی خطر به ايران بازگردد. کوشا، که خواسته است نام کامل او برده نشود، ميگويد وقتی آنها پدرم را بازداشت کردند فهميدم که ایميل شوخی نبود.
وال استريت جرنال می نويسد کادر رهبری تهران با بزرگترين بحران پس از به قدرت رسيدنش در سال ۱۹۷۹ روبروست، و ايرانيان در داخل و خارج از کشور، با توجه به تقلبی که به انتخابات ژوئن (خرداد) رياست جمهوری نسبت داده ميشود، به مشروعيت آن حمله ميکنند. اپوزيسيون جنبش سبز که وزنه ای جهانی شده است، ايرانيانی از طبقات عادی را در بر ميگيرد که ميگويند پيش از اين هيچگاه خود را فعال سياسی تلقی نميکردند. در حالی که رژيم در داخل کشور به سرکوب های شديد مشغول بوده است، اکنون يک تحقيق وال استريت نشان ميدهد اين سرکوب ها به ايرانيان مقيم خارج نيز تعميم داده شده است.
وال استريت جرنال می نويسد ايران در ماه های اخير، برنامه آزار و ارعاب را در مورد ايرانيان خارج ازکشور به اجرا گذاشته است، و قانون گذاران سابق ايرانی و اعضای سابق نيروهای امنيتی پاسداران انقلاب که برنامه را می شناسند ميگويند فقط ناراضيان سرشناس هدف آن نيستند، بلکه اين برنامه در سطحی جهانی و عليه تمامی کسانی اجرا ميشود که از رژيم انتقاد ميکنند. به گفته آنها، بخشی از اين برنامه، رديابی فعاليت های ايرانيان در فيس بوک، تويتر و يوتيوب در سراسر جهان، و شناسائی آنان در جريان اعتراض های اپوزيسيون در خارج از کشور است.
وال استريت جرنال می نويسد مصاحبه هائی که با حدود نود ايرانی مقيم خارج شامل دانشجويان، زنان خانه دار، پزشکان، حقوقدانان و بازرگانان در نيويورک، لندن، دوبی، سوئد، لس انجلس و جاهائی ديگر به عمل آمده است نشان ميدهد کسانی که از رژيم ايران در رسانه های اينترنتی و يا تظاهرات انتقاد ميکنند با تهديدهائی برای ساکت ساختن شان مواجه ميشوند.
وال استريت جرنال می نويسد ده ها نفر در آمريکا و اروپا که درفيس بوک يا تويتر از ايران انتقاد کرده اند ميگويند بستگانشان در ايران برای اين کار آنان مورد بازجوئی قرار گرفته اند، و يا موقتا بازداشت شده اند. حدود سی نفر که با آنان مصاحبه شده است گفته اند تابستان امسال در سفر به ايران از آنان پرسيده شده است آيا گذرنامه خارجی دارند؟ آيا عضو فيس بوک هستند؟ و چرا به ايران سفر کرده اند؟
وال استريت جرنال می نويسد پنج نفر از مصاحبه شدگان که در ماه های اخير به ايران سفر کرده بودند ميگويند پليس در فرودگاه تهران آنان را مجبور کرده است صفحات فيس بوک شان را بازکنند، و چند نفر نيز از ضبط گذرنامه هايشان خبر داده اند، چون انتقادهای تند و شديدشان از عملکرد دولت ايران در انتخابات جنجال برانگيز اوايل سال در رسانه های اينترنتی نقل شده بود.
وال استريت جرنال می نويسد محمد رضا بک صحرائی، يک ديپلمات هيات نمايندگی ايران در سازمان ملل متحد در نيويورک به پرسش های کتبی درباره فعاليت های اطلاعاتی ايران در خارج پاسخی نداد. اما آقای صحرائی گفت اتهام ايجاد محدوديت و يا مشکلات توسط جمهوری اسلامی ايران برای ايرانيانی که از خارج به ايران سفر ميکنند، دروغ است. وی گفت در ماه های اخير بسياری از ايرانيان به ايران رفته اند و از خانواده هايشان ديدن کرده اند. ما تا کنون گزارشی نداشته ايم که حاکی از اعمال محدويتی در مورد آنان باشد. نمايندگان ايران در خارج برای تسهيل در سفر ايرانيان به ايران بيشترين تلاش را انجام ميدهند.
وال استريت جرنال می نويسد يک مهندس ايرانی سی ساله که در يک منطقه آلمانی زبان اروپا زندگی ميکند و امسال در اعتراض های آنجا شرکت کرده بود ميگويد وقتی که به ايران رفت گذرنامه، تلفن همراه و لپتاپ او را ضبط کردند. وی ميگويد چندين بار از او بازجوئی کردند، کتکش زدند و خواستند که رمز ورود به ایميل و فيس بوک خود را به آنها بدهد. وی ميگويد بازجويان عکس هائی را آوردند که وی را در اعتراض های اروپا نشان ميداد و اصرار ميکردند ديگرانی را هم که در عکس ها ديده ميشدند شناسائی و معرفی کند. او ميگويد به من گفتند برای اتهاماتی گناهکارم که حضور در اعتراض های ضد رژيم، مشارکت در فعاليت های اينترنتی مضر برای امنيت ملی ايران در فيس بوک و تويتر و منعکس ساختن نظرات اپوزيسيون در وب سايت ها بخشی از آنهاست. وی ميگويد به من دو راه پيشنهاد شد: يا در ايران محاکمه شوم، و يا سندی بدهم که به عنوان يک خبرچين در اروپا عمل کنم. وی ميگويد کاعذ را امضا کردم، گذرنامه ام را گرفتم و پس از يک ماه ايران را ترک کردم. وی ميگويد بعدا ايميل ها و تلقن هائی به او زده شد که به هيچيک پاسخ نداده است.
وال استريت جرنال می نويسد ايرانيانی ديگر در خارج نيز از دريافت ايميل های تهديد آميز در ارتباط با فعاليت های اينترنتی خود خبر داده اند.
وال استريت جرنال می نويسد يک پزشک بيست و هشت ساله مقيم دوبی ميگويد در ماه ژوئيه به محض ورود به فرودگاه تهران يک مامور حفاظت از او خواست که صفحه فيس بوکش را باز کند. وی ابتدا به دروغ ميگويد در فيس بوک صفحه ای ندارد. اما مامور او را به اتاقی می برد و در لپتاپی که در آنجا بود از طريق گوگل نام وی را به جستجو ميگذارد. بلافاصله صفحه فيس بوک او ظاهر ميشود، و مامور گذرنامه اش را ضبط ميکند. وی ميگويد پس از چند بازجوئی سرانجام اجازه ميدهند که از کشور خارج شود.
+نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعتتوسط |
احکام اعدام در آستانه 16 آذر
دویچه وله: ایوب پرکار به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و زینب جلالیان به اتهام همکاری با گروه پژاک در آستانه اعدام قرار دارند. همچنین برای پنج نفر از دستگیرشدگان اعتراضات پس از انتخابات نیز حکم اعدام صادر شده است.
شعبه ۲۶  دادگاه انقلاب تهران ایوب پرکار را به اتهام عضویت در گروه محارب یعنی سازمان مجاهدین خلق، به اعدام محکوم کرد. این متهم از دی‌ماه سال گذشته در زندان به سر می‌برد.
نسرین ستوده وکیل او در گفت و گو با دویچه‌وله گفت موکلش در زمان جنگ ایران و عراق به مدت چهار سال به عنوان خلبان در جبهه‌های جنگ بوده اما بعد از پایان جنگ به دلیل انتقاداتی که به دولت داشته از ارتش اخراج می‌شود.
ستوده می‌گوید: «در محاکمه‌ای که در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی صورت گرفت، ایشان را به دلیل تلاش مؤثر برای سازمان مجاهدین خلق ایران به اعدام محکوم کردند و محارب شناختند. در حالی که نه عضویت ایشان اثبات شده و نه تلاش مؤثری برای این سازمان انجام داده‌اند».
ایوب پرکار در دی‌ماه ۱۳۸۷ بازداشت می‌شود. دلیل بازداشت وی به گفته‌ی وکیلش، جست و جوی غیرقانونی ایمیل‌های شخصی و تماس‌های تلفنی او بوده. این در حالی است که خانم ستوده می‌گوید هیچ‌گونه دستور قضایی مبنی بر تفنیش ایمیل‌ها و تلفن‌های موکلش در پرونده وی وجود ندارد. پرکار از طریق ایمیل و تلفن با برخی از وابستگان سازمان مجاهدین در تماس بوده است.
نسرین ستوده می‌گوید علاوه بر اینها، موکلش در دادگاه و توسط قاضی مورد ’’تفتیش عقاید‘‘ قرار گرفته است: «متأسفانه در جلسه‌ی دادگاه عقاید ایشان مورد سؤال قاضی قرار گرفت و یکی از مهم‌ترین دلایل صدور حکم توسط قاضی، عقیده‌ی ایشان بوده که البته به دلیل این که طبق قانون اساسی تفتیش عقاید کلاً ممنوع است، بنابراین این حکم می‌تواند کاملاً غیرقانونی تلقی شود و امیدوارم که در دادگاه بالاتر نقض شود».
به گفته‌ی ستوده حکم آقای پرکار بر خلاف رویه معمول تا کنون به هیچیک از وکلای او ابلاغ نشده و وی مجبور به حضور در دادگاه و امضای دادنامه شده است.
از فرار از خانه تا حکم اعدام
زینب جلالیان، ۲۷ ساله اهل ماکو پس از دو سال زندانی بودن در زندان سنندج به اعدام محکوم شده است. حکم اعدام او توسط دیوان عالی کشور تایید شده و وی در کنار ۱۲ زندانی سیاسی دیگر کرد منتظر اجرای اعدام است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، خانم جلالیان در سن ۱۰ سالگی به دلیل اینکه خانواده‌اش با تحصیل او مخالف بودند از خانه فرار کرد. وی بلافاصله پس از فرار از خانه جذب حزب کارگران کردستان (پژاک) شد ولی به گفته‌ی یکی از نزدیکانش تا به حال دست به اسلحه نبرده و صرفا کار تبلیغاتی برای این گروه می‌کرده است.
زینب جلالیان دو سال پیش در سنندج دستگیر شد. دادگاه بدوی به اتهام محاربه برای او حکم اعدام صادر کرد. این حکم هفته‌ی گذشته در دیوان عالی کشور تایید شد.
حکم اعدام به خاطر یک بالن سبز
رضا خادمی یکی از  دستگیرشدگان اعتراضات پس از انتخابات است. وی روز ۲۳ خرداد در منزل پدریش در افسریه تهران دستگیر شد. مبنای دستگیری وی عکسی است که او را در حال پرواز دادن یک بالن سبز در خیابان نشان می‌دهد.
نسرین ستوده وکیل خادمی می‌گوید: «آقای رضا خادمی موکل ۲۳ ساله‌ی من صرفاً به دلیل این که بالن سبزی را هوا کرده بود، توسط شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شده و تاکنون از ورود وکلا در پرونده جلوگیری به عمل آمده است. نه تنها شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی با توهین به وکیل پرونده از ورود و حضور وکیل در پرونده جلوگیری به عمل آورد، بلکه شعبه‌ی ۳۱ دیوان عالی کشور هم تاکنون اجازه‌ی مطالعه‌ی پرونده را به وکلا نداده است».
ستوده امیدوار است که با استناد به ماده واحده مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر اینکه هرگاه مسلم شود به وکیل پرونده اجازه مداخله داده نشده، پرونده باید از ابتدا مورد رسیدگی قرار بگیرد، پرونده رضا خادمی نیز مجددا مورد بررسی قرارگیرد.
محمدرضا علی‌زمانی، حامد روحی‌نژاد، ناصر عبدالحسینی و آرش رحمانی‌پور از جمله کسانی هستند که در اعتراضات پس از انتخابات دستگیر شده و برایشان حکم اعدام صادر شده است.
دادگاه تجدیدنظر در روز ۳۰ آبان‌ماه حکم اعدام محمدرضا علی‌زمانی را تایید کرد.
خلیل بهرامیان وکیل حامد روحی‌نژاد نیز در گفت و گو با دویچه‌وله گفت که به حکم موکلش اعتراض داده و پرونده برای بررسی نهایی هم‌اکنون در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر است
+نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعتتوسط |
ترجمه فارسی متن قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران
پیک ایران - 1388/9/12 - December 3, 2009 

کمپین بین المللی حقوق بشردر ایران ترجمه فارسی متن کامل قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل

در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران که در تاریخ 7 آبان 1388 ارائه و در 29 آبان 1388 با 74 رای  به

 تصویب کمیته سوم مجمع عمومی رسید، به شرح زیر منتشر کرد:

آبان ماه 1388

مجمع عمومی                                                                                                                                                                                              زبان اصلی: انگلیسی                 
                                                                       
 
جلسه شصت و چهارم
کمیته سوم
دستور جلسه: موضوع 69  (c)
 
 
حفاظت و ارتقاء حقوق  بشر:
وضعیت حقوق بشر و گزارش های گزارشگران ویژه و نمایندگان از کشورهای آندورا، استرالیا، اتریش، بلژیک، بلغارستان، کانادا، کروسی، قبرس، جمهوری چک، دانمارک، استونی، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، مجارستان، ایسلند، اسرائیل، ایرلند، ایتالیا، لتونی، لیختنشتاین، لیتوانی، لوگزامبورگ، مالتا، فدراسیون ماکرونشیا، موناکو، هلند، زلاند نو، نروژ، پالائو، لهستان، پرتغال، جمهوری مولدوی، رومانی، اسلواکی، اسلونی، اسپانیا، سوئد، جمهوری مسدونیا یوگسلاوی سابق، بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی، و ایالات متحده امریکا،  پیش نویس این قطعنامه را تهیه کرده اند:
 
 
وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
 
مجمع عمومی،
بر اساس منشور سازمان ملل متحد، و همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های بین المللی حقوق بشر و سایر اسناد بین المللی حقوق بشر،
قطعنامه های قبلی خود در باره وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را یادآوری می کند که آخرین آن، قطعنامه شماره 91/63 مورخ 28 آذرماه 1388 می باشد،
1.      از گزارش دبیر کل سازمان ملل که بدنبال قطعنامه 91/63 مجمع عمومی ارائه شده است، و درآن بسیاری از حوزه های نگران کننده مستمر در مورد حفاظت و ارتقاء حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران برجسته شده است، استفاده می کند و  با توجه ویژه ای تغییرات منفی را در حوزه حقوق مدنی و سیاسی پس از انتخابات خردادماه 1388 مورد ملاحظه قرار می دهد و برخی از دستآوردهای مثبت را با رعایت شاخص های اقتصادی و اجتماعی به بحث می گذارد.
2.      نگرانی عمیق خود را در مورد نقض جدی حقوق بشر که در جمهوری اسلامی ایران در جریان است، ابراز می کند. برخی از حوزه های مورد نقض در ایران از این قرار است:
a)      شکنجه و مجازات یا رفتار های خشن، غیر انسانی یا تحقیر آمیز از جمله قطع اعضای بدن و شلاق،
b)      اعدام با شدت ادامه دارد و افزایش تعداد اعدام هایی که خارج از حفاظت های شناخته شده بین المللی، از جمله اعدام در ملاء عام و اعدام نوجوانان، اجرا می شوند،
c)      سنگسارکردن بعنوان روشی از اعدام، و با جود اینکه رئیس قوه قضائیه بخشنامه منع سنگسار صادر کرد، افرادی همچنان در زندان احکام اعدام به روش سنگسار دریافت می کنند،
d)      بازداشت، سرکوب توام با خشونت و محکوم کردن زنانی که خواستار حق تجمع مسالمت آمیز هستند، کارزار تهدید و ارعاب زنان مدافع حقوق بشر، و ادامه تبعیض علیه زنان و دختران، هم در قانون و هم در عمل،
e)      تبعیض فزاینده  و نقض سایر حقوق بشر افراد اقلیت های مذهبی، قومی، زبانی یا سایر اقلیت های به رسمیت شناخته شده یا نشده، از جمله عرب ها، ترک ها، بلوچ ها، کردها، مسیحی ها، یهودیان، صوفی ها و مسلمانان سنی و حامیان آنها، و بویژه حمله به بهائیان و باورهای آنها در رسانه های دولتی، شواهد رو به گسترش تلاش های دولت در شناسایی بهائیان، کنترل و بازداشت خودسرانه آنها، ممانعت از ورود بهائیان به دانشگاه و جلوگیری از فعالیت های باثبات اقتصادی آنها، و ادامه بازداشت هفت تن از رهبران جامعه بهائیان که در اسفند ماه 1386 و فروردین 1387 دستگیر شدند، این افراد  بدون دسترسی بموقع و کافی به وکیل، با اتهامات سنگینی مواجه شده اند.
f)       اعمال محدودیت های جدی، نظام مند و ادامه دار در آزادی تجمع و تشکل، و آزادی عقیده و بیان، از جمله محدودیت هایی که برای رسانه ها، کاربران اینترنت و اتحادیه های کارگری اعمال می شوند، و افزایش آزار و اذیت، ایجاد رعب و حشت و محاکمه مخالفان سیاسی و مدافعان حقوق بشر در همه سطوح جامعه، که ازمیان آن ها،  به بازداشت و سرکوب خشونت بار رهبران اتحادیه های کارگری، اعضای اتحادیه ها و دانشجویان که بصورت مسالمت آمیز تجمع می کنند، و بستن اجباری کانون مدافعان حقوق بشر و بدنبال آن بازداشت و آزار و اذیت تعدادی از همکاران کانون اشاره می کند.
g)      محدودیت ها و موانع شدید برای آزادی مذهب و اعتقاد، از جمله بازداشت خودسرانه، دستگیری تعداد بی شماری  از کسانی که خواستار آزادی مذهب و اعتقاد هستند و صدور احکام طولانی مدت زندان برای آنها.
h)      ناتوانی پی در پی در رعایت حقوق قانونی آئین دادرسی، و نقض حقوق افراد بازداشت شده، از جمله متهمینی که بدون اتهام در زندان یا در انفرادی ها نگه داشته می شوند، استفاده نظام مند و خودسرانه از بازداشت های طولانی مدت انفرادی، و عدم دسترسی بموقع به وکیل.
3.      همچنین نگرانی ویژه خود را نسبت به واکنش دولت جمهوری اسلامی ایران بدنبال انتخابات 22 خرداد ماه 1388 و افزایش همزمان نقض حقوق بشر ابراز می کند، که بخشی از آنها از این قرار هستند:
a)      آزار و اذیت و تهدید مخالفان، روزنامه نگاران و سایر نمایندگان رسانه ها، وب لاگ نویس ها، وکلا، روحانیون، مدافعان حقوق بشر، دانشگاهیان، دانشجویان  و همه کسانی که خواستار حق تجمع و تشکل مسالمت آمیز و آزادی عقیده و بیان بودند با بازداشت خودسرانه آنها یا ناپدید شدنشان که منجر به زخمی شدن و مرگ تعداد بسیار زیادی شده است.
b)      اعمال خشونت و تهدید توسط نیروهای نظامی ای که توسط دولت هدایت می شدند برای پراکنده کردن اجباری شهروندانی که از حق آزادی تجمع و تشکل مسالمت آمیز خود استفاده می کردند، که همچنین منجر به زخمی شدن و کشته شدن تعداد بسیار زیادی شد.
c)      مداخله در حق برخورداری از دادرسی عادلانه که از میان آنها می توان به برگزاری دادگاه های گروهی و ممنوعیت دسترسی مناسب  متهمین به وکلای قانونی  اشاره کرد که منجر به احکام مرگ و حبس های طولانی مدت برای برخی از متهمین شد.
d)      اعمال اعتراف اجباری و آزار زندانیان که از میان موارد گزارش شده میتوان به تجاوز جنسی و شکنجه اشاره کرد.
e)      شدت گرفتن میزان اعدام ها در ماه های پس از انتخابات.
f)       اعمال محدودیت های بیشتر در آزادی بیان از جمله محدودیت شدید برای پوشش تظاهرات توسط رسانه ها و اختلال در ارتباطات و اینترنت، و بستن اجباری دفاتر تعدادی از سازمان هایی که در مورد وضعیت زندانیان بعد از انتخابات تحقیق می کردند.
g)      بازداشت خودسرانه و زندانی کردن کارمندان سفارت های خارجی در تهران و به این ترتیب مداخله بیش از حد در کار و عملکرد آن هئیت ها که با پیمان وین در روابط سیاسی و پیمان وین در روابط کنسولگری مغایر است.
4.      از دولت جمهوری اسلامی ایران خواسته می شود که به دغدغه های اساسی ای که در گزارش دبیر کل مطرح شده بپردازد، و بالاخص به اقدامات ارائه شده در قطعنامه قبلی مجمع عمومی عمل کند و الزامات حقوق بشر خود را  بویژه در موارد ذیل، هم در قانون و هم در عمل، رعایت کند:
a)      حذف قطع عضو، شلاق و سایر اشکال شکنجه و مجازات  یا رفتارهای خشن، غیر انسانی و تحقیر آمیز از قانون و در عمل،
b)      حذف اعدام در ملاء عام و سایر اعدام هایی که خارج از اصول حفاظت شده بین المللی اجرا می شوند،
c)      حذف اعدام افرادی که در زمان ارتکاب جرم زیر سن 18 سال هستند طبق الزامات ایران در ماده 37 پیمان حقوق کودک و ماده 6 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،
d)      حذف اعمال سنگسار بعنوان روشی از اعدام،
e)      حذف همه اشکال تبعیض و نقض حقوق بشر علیه زنان و دختران هم در قانون و هم در عمل،
f)       حذف همه اشکال تبعیض و سایر نقض های حقوق بشر افراد اقلیت های مذهبی، قومی، زبانی یا سایر اقلیت های به رسمیت شناخته شده یا نشده، خودداری از کنترل افراد بر اساس مذهب و اعتقاد آنها، و تضمین دسترسی همه اقلیت ها  همانند همه مردم ایران به آموزش و اشتغال،
g)      اجرای گزارش گزارشگر ویژه در مورد تعصب مذهبی از جمله گزارش سال 1996 این گزارشگر ویژه که در آن راه هایی توصیه شده است که طبق آنها جمهوری اسلامی ایران می تواند جامعه بهایی را به حال خود رها کند، و همچنین در مورد 7 تن از رهبران جامعه بهایی که از سال 1387 در بازداشت هستند، حقوق آئین دادرسی که در قانون اساسی تضمین شده است از جمله حق دسترسی مناسب به وکیل و حق برخورداری از دادرسی عادلانه رعایت شود.
h)      پایان دادن به آزارو اذیت و تهدید مخالفان سیاسی و مدافعان حقوق بشر، دانشجویان، دانشگاهیان، روزنامه نگاران و سایر نمایندگان رسانه ها، وب لاگ نویسان، روحانیون و وکلا با آزاد کردن افرادی که بطور خودسرانه در بازداشت بسر می برند یا افرادی که به خاطر دیدگاه های سیاسی خود بازداشت شده اند از جمله کسانی که پس از انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد ماه 1388 بازداشت شده اند.
i)        رعایت حقوق قانونی آئین دادرسی، پایان دادن به مصونیت ناقضین حقوق بشر، و انجام یک تحقیق معتبر، بی طرفانه و مستقل در مورد اظهارات مطرح شده در مورد نقض حقوق بشر پس از انتخابات ریاست جمهوری،
5.      علاوه بر همه اینها از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد که سابقه همکاری نامناسب خود را با مراجع بین المللی حقوق بشر  از طرق مختلف جبران کند  که  از میان آنها می توان  به ارائه گزارش از الزامات ایران به هئیت های پیمان اسنادی که ایران عضو آن ست و همکاری کامل با همه مراجع بین المللی حقوق بشر اشاره کرد، همچنین  به دولت جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کند که به پیدا کردن راه های همکاری با سازمان ملل متحد از جمله با اداره کمیسیونر عالی حقوق بشر،  در حوزه اصلاح قضایی و حقوق بشر ادامه دهد.
6.      از اینکه جمهوری اسلامی ایران علیرغم  ارائه دعوتنامه دائمی به همه صاحبان وظایف روند های ویژه که بطور موضوعی فعالیت می کنند، هیچیک از درخواست های مراجع ویژه را برای بازدید از ایران در 4 سال گذشته  اجابت نکرده و به مکاتبات بسیار زیادی که از سوی همه مراجع ویژه انجام شده، پاسخ نداده است، عمیقا ابراز نگرانی می کند و قویا به دولت جمهوری اسلامی ایران توصیه می کند که بطور کامل با مراجع ویژه همکاری کند و بازدید آنها را از این کشور تسهیل کند تا آنها بتوانند تحقیقات معتبر و مستقلی را در مورد همه اظهارات مربوط به نقض حقوق بشر بویژه موارد مربوط به انتخابات 22 خرداد 1388، انجام دهند.
7.      از صاحبان وظایف روندهای ویژه ای که بطور موضوعی فعالیت می کنند می خواهد تا به وضعیت حقوق بشر در ایران بطور خاص توجه کنند، بویژه از گزارشگر ویژه اعدام های فراقانونی، شتابزده و خود سرانه، گزارشگر ویژه شکنجه و سایر مجازات یا رفتارهای خشن، غیر انسانی یا تحقیر آمیز، گزارشگر ویژه ارتقاء و حفاظت از حق آزادی بیان و اعتقاد، گزارشگر ویژه مدافعان حقوق بشر، گروه کاری بازداشت های خود سرانه و گروه کاری در مورد ناپدید شدگان اجباری یا غیر داوطلبانه می خواهد که با هدف تحقیق و گزارش در مورد خشونت ها و نقض حقوق بشر که پس از 22 خرداد ماه 1388 افزایش یافته، وضعیت حقوق بشر در ایران را نظارت کنند.
8.      از دبیر کل می خواهد که از پیشرفت هایی که در عملی کردن این قطعنامه حاصل می شود  به شصت و پنجمین نشست مجمع عمومی گزارش دهد.
9.      تصمیم دارد که به بررسی وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران در شصت و پنجمین نشست خود تحت عنوان "ارتقا و حفاظت حقوق بشر" ادامه دهد. 

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعتتوسط |
مقابله با باتوم +مقابله با موتور سواران +شناخت گازها
1- شناخت گازها
گازهای ضد شورش بر چند نوع هستند:
الف/ گاز اشک آور:
این نوع گاز به دلیل تأثیرگذاری بر روی سیستم بینایی به گاز اشک آور مشهور هستند. شباهت این گاز به دود غلیظ و بویی شبیه به گازوئیل سوخته دارد.
انتشار این گاز باعث سوزش شدید چشم و اخلال در سیستم بینایی می باشد . باعث سوزش گلو می شود ولی بر روی پوست بدن تأثیری ندارد.
راه مقابله با آن استفاده از ماسک می باشد (آموزش ساخت ماسک در ادامه می آید)
آتش تأثیرپذیری آن را کم میکند
دود سیگار نیز تا حدودی می تواند اثر این گاز را کمتر کند
در صورت مواجه و برخورد با این گاز ، شستن صورت میتواند باعٍث تسکین آن گردد.
گاز فلفل یا سوزش آور:
استشمام این گاز باعث اخلال در سیستم تنفسی می شود. سوزش موضعی پوست را به همراه دارد و معمولأ بوی فلفل قرمز از نشانه های آن است.
به هیچ عنوان بعد از بر خورد با گاز فلفل به هیچ عنوان آب به صورت نزنید
چون به سرعت ورم کرده و حالت تاولی میشود.
تنها راه مقابله با آن استفاده از ماسک است.
در صورت استشمام به هیچ عنوان از آب جهت تسکین ان استفاده نکنید زیرا باعث سوزش بیشتر و تأثیرپذیری حداکثری آن می شود.
تنها راه کم کردن اثر آن استشمام هوا خشک خنک می باشد که فراهم کردن چنین شرایطی دشوار است.
پس سعی کنید نفس خود را حبس کرده و بلافاصله از محل آلوده دور شوید.
در صورت استشمام این گاز ، گذشت زمان و تنفس هوای تازه باعث کم شدن اثر سوزش خواهد شد.
گاز تهوع آور:
این گاز قدرتمندترین گاز پلیس ضدشورش است.
استشمام این گاز باعث اخلال در سیستم گوارشی و استفراغ پی در پی می شود بطوریکه آب بدن کاهش می یابد و باعث بیهوشی می گردد.
تنها راه مقابله با آن پیشگیری از تنفس آن است
از ماسک استفاده شود ، تنفس را حبس کرده و سریعأ محل آلوده را ترک کنید.
در صورت استشمام ، به هیچ عنوان به فرد مذکور آب ندهید و سریعأ وی را به نزدیکترین درمانگاه هدایت کنید.
ساده ترین راه ساختن ماسک:
جهت ساخت ماسک های ساده ابتدا مقداری گرد ذغال چوب را در یک کیسه پارچه ای مرطوب و یا وسط یک دستمال پارچه ای مرطوب شده بریزید و جلوی بینی و دهان خود قرار دهید.
می توانید کیسه های پارچه ای 10 در 15 سانتیمتر را قبلأ دوخته و آماده کنید.
به محض نیاز ، کیسه را سریعأ مرطوب کرده و گده ذغال چوب را در آن بریزید و جلوی دهان و بینی خود قرار دهید.
این ماسک اثر گازها را تا حدود بسیار زیادی کاهش میدهد.
اخطار:
هرگز از پارچه خشک و ذغال استفاده نکنید.
ب/مقابله با نیروهای نظامی و انتظامی:
مقابله با موتور سواران:
جهت مقابله با موتور سواران مقداری گازوئیل را بر روی آسفالت و یا محل عبور موتور سیکلت ها بریزید. این عمل باعث لیز خوردن لاستیک موتورسیکلت گشته و واژگون میگردد.
پس در ظروف کوچک همانند ظروف نوشابه های 300 سی سی و ... گازوئیل کرده و به همراه داشته باشید.
مقابله با زنجیر:
فرار از کسی که با زنجیر به طرف شما حمله ور شده است بزرگترین اشتباه است زیرا با این عمل فقط به فرد حمله کننده امکان بهترین موقعیت را خواهد داد. بهترین راه برای مقابله حرکت به سمت مهاجم و قرار دادن هر دو دست در جلوی صورت به عنوان سپر می باشد. پس سریعأ دستان خودرا رو به آسمان کرده و جلوی صورت خود بگیرید و به سمت فرد مهاجم حرکت کنید تا جلو ضربه های او را بگیرید.
پس از اولین ضربه شما 3 ثانیه وقت دارید که به مهاجم ضربه بزنید و یا زنجیر را از دست او خارج کنید. بهترین راه ضربه زدن به بالای بینی فرد مهاجو ، ضربه زدن به بیضه ها و یا ضربه مشت به انتهای قسه سینه (پرده دیافراگم) می باشد. یک ضربه به این نواحی فرد مذکور را از پای در می آورد.
مقابله با باتوم:
جهت مقابله به باتوم ابتدا 5 تا 10 قدم از فرد حمله کننده دور شوید . در این حالت مهاجم شما را تعقیب خواهد کرد. پس از طی مسافت ذکر شده بلافاصله تغییر جهت دهید و به سمت وی حمله ور شوید. سعی کنید مچ دست مهاجم و یا انتهای باتوم که در دست اوست را بگیرید و آن را بپیچانید تا باتوم از دست وی خارج شود و یا با استفاده از ضربات ذکر شده وی را از پای درآورید. توجه کنید که مشت زدن به سر و صورت و بدن فایده آنچنانی به همراه نخواهد داشت. یک ضربه کاری بهتر از 100 ضربه پیاپی می باشد.
مقابله با چوب و یا میله های آهنی:
بهترین راه مقابله ، حمله به سمت فرد مهاجم و پسبیدن به وی می باشد زیرا دیگر نیم تواند به شما ضربه ای وارد کند. بعد از فرصت به وجود آمده به نفع خود استفاده کرده و ضربه کاری را به وی وارد کنید.
یادتان باشد که فرد مهاجم به شدت از شما میترسد زیرا خود او خوب میداند اگر به دست مردم بیافتد راه نجاتی نخواهد داشت !!!
راه مقابله با اسلحه:
تنها راه مقابله با اسلحه پناه کرفتن می باشد.
تحت هیچ شرایطی پا به فرار نگذارید زیرا هدف متحرک وی خواهید شد. بلافاصله سنگر بگیرید و در صورت امکان و با حفظ جان خود سعی در پرتاپ جسمی سخت به سمت سر وی کنید در غیر اینصورت تنها راه ، پناه گرفتن است. در مکان هایی پناه بگیرید که حتی الامکان سر و بالا تنه شما را پوشش دهد. در صورت نبودن موانع و ... جهت سنگر گیری می توانید از جداول آب هم استفاده کنید. در کف جدول ها دراز بکشید و دستان خود را از پشت بر روی سرتان قرار دهید.
ج/ همراه داشتن وسایل اولیه:
جهت موارد ضروری این وسایل را به همراه داشته باشید:
1- چسب تعدا 5 تا 10 عدد چسب زخم
2- یک رول بانداژ کوچک
3- یک نخ سیگار جهت استفاده در مواقع استفاده نیروهای انتظامی از گاز اشک آور
4- کبریت
5- یک ظرف کوچک گازوئیل و یا روغن سوخته اتومبیل
6- 2 تا 3 کیسه و یا دستمال پارچه ای جهت ساختن ماسک
7- گرد و یا خاک ذغال چوب
تذکرات:
جهت شرکت در تظاهرات و تجمعات از پوشیدن لباس های گشاد بپرهیزید.
در هر تجمعی و یا حرکتی احتمال حمله را بدهید و آمادگی داشته باشید.
در گروه های 10 نفره به بالا فعالیت کنید.
جهت مواقع اضطراری شماره تلفن منزل و یا محل کار خود را بر روی تکه ای کاغذ به همراه ببرید.
در گوشی تلفن همراه خود اطلاعات حساس قرار ندهید.
در صورت لزوم به فرار ، به سمت خانه و یا محل کار خود حرکت نکنید.
به هیچ عنوان جهت مقابله دچار عذاب وجدان و ... نشوید زیرا در هر صورت مورد ضرب و شتم قرار خواهید گرفت.
به همراه داشتن وسایل اضافی همانند کیف و عینک دودی و ... باعث کند شدن شما میشود.
جهت ساختن ماسک و مرطوب کردن پارچه از نزدیکترین محل عبور آب استفاده کنید. استفاده از آب کثیف جوی ها هم بهتر از استشمام گازهای فلفل و یا تهوع آور است زیرا با ایجاد اختلال در حرکت باعث بی دفاع شدن شما ، دستگیری ، قرار گرفتن در موقعیت ضرب و شتم و ... می گردد.
حتی الامکان یک نفر از نزدیکان را از مکان استقرار و یا مسیر حرکت خود مطلع سازید. .

بر گرفته از فیس بوک / الهام شاکی

+نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعتتوسط |
رئیس جمهور کیست
بالاخره آقای اسفندیار رحیم‌مشایی اسلام‌شناس بزرگ، رئیس‌ دفتر رئیس‌جمهور به سؤال مهم پاسخ داد . وی گفت: «رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور است.» طبیعتاً بعد از این توضیح راهگشا، دیگر سؤالی در ذهن کسی باقی نمی‌ماند. ولی از آنجا که ایشان اساساً اهل محکم‌کاری است در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگار که چرا رئیس‌جمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت نمی‌کند، گفته: «رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور است و در خیلی از جلسات باید شرکت کند، نمی‌رسد در همه جلسات شرکت کند. بعضی از جلسات را می‌روند و بعضی را نمی‌روند و بعضی‌ها را بعضی از وقت‌ها می‌روند.» با توجه به اینکه رئیس‌جمهور از نیمه اردیبهشت ماه سال جاری اساساً در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت نکرده‌اند، سؤالات زیر مطرح می‌شود: 1- آیا ایشان از اردیبهشت امسال کارها و جلسات جدیدی دارند که قبلاً نداشته‌اند؟ 2- آیا از اردیبهشت ماه امسال به بعد تشخیص مصلحت نظام دیگر اهمیتی ندارد؟ 3- با توجه به اینکه جلسات مجمع روزهای شنبه تشکیل می‌شود، باید یک کمیته تحقیق و تفحص تشکیل شود که معلوم کند رئیس‌جمهور شنبه‌ها کجاست و چه می‌کند که از تشخیص مصلحت‌نظام مهمتر است. مشایی در پاسخ به اینکه چرا سوریه و لبنان در جریان تصویب قطعنامه در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه ایران رأی ممتنع داده‌اند، گفته: «رأی ممتنع هم یعنی رأی منفی است.» 1- اگر «ممتنع» یعنی «منفی» خب چرا دو اسم دارد؟ 2- باشد، ممتنع یعنی منفی ولی به هر حال چرا منفی ندادند که اقلاً برای ما دل‌خوشکنک باشد؟ 3- اگر «ممتنع» یعنی «منفی» که کلی از وزرای همین دولت رأی اعتماد نگرفته‌اند از مجلس شورای اسلامی.
+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعتتوسط |
حکم اعدام پنج متهم به حوادث پس از انتخابات را ملغی کنید
اعدام جنایتی است که با آگاهی صورت می‌گیرد. حکومت ایران اعدام را به مثابه اهرم کنترل و فشار در جامعه اعمال می‌کند و به اشکال مختلف شهروندان ایرانی را به قتل می‌رساند. نه تنها بسیاری از زندانیان سیاسی و کودکان در خطر مرگ قرار دارند بلکه افراد عادی نیز از ماجراجویی‌های نیروهای انتظامی و بسیج ایران در امان نیستند.اعدام‌های بدون دلیل، اعدام‌های شتاب‌زده و اعدام‌های خیابانی در ایران روز به روز شدت می‌گیرد.

هم‌اکنون از سوی دادگاه انقلاب، برای پنج متهم به نام‌های محمد رضا علی زمانی، آرش رحمانی‌پور، رضا خادمی، حامد روحی‌نژاد، ناصر عبدالحسینی، حکم اعدام صادر شده است این متهمین را به اتهام شرکت در اغتشاشات و تبلیغات علیه نظام و عضویت در سازمان‌های مسلح و حتی بدون برخورداری از داشتن وکیل و حق دفاع قانونی، و بعد از آزار و شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری، در دادگاه‌های نمایشی به اعدام محکوم کردند و حالا به پای چوبه دار می‌برند. شواهد متعدی در دست است که این پنج متهم در زمان انتخابات در زندان بسر می‌بردند و در نتیجه نمی‌توانسته‌اند در تظاهرات و اعتراضات مردمی پس از انتخابات شرکت و فعالیت داشته باشند.

ما وبلاگ نویسان امضاکننده این بیانیه خواهان توقف فوری مجازات اعدام محمدرضا علی زمانی، آرش رحمانی‌پور، رضا خادمی، حامد روحی‌نژاد و ناصر عبدالحسینی هستیم. ما به همه فعالین حقوق بشر، انسان‌های آزادی‌خواه و سازمان‌های مدافع حقوق بشر هشدار می‌دهیم که خطر تکرار فاجعه خونین قتل عام سال ۶۷ بسیار جدی است و بر ما است که با جلوگیری از اجرای احکام اعدام از تکرار تلخ تاریخ و از قتل عام دستگیرشدگان جلوگیری کنیم.

با توجه به تایید حکم اعدام محمدرضا علی زمانی و با توجه به تهدیدهای دولتی بخصوص سخنان آقای اژه‌ای درباره اعدام قریب الوقوع مخالفان ما یک بار دیگر همه انسان دوستان و فعالین حقوق بشر را به نجات جان این پنج نفر فرامی‌خوانیم. ما از سازمان ملل، صلیب سرخ بین‌المللی، سازمان عفو بین‌الملل و همه سازمان‌های حقوق بشر می‌خواهیم که با فشار به دولت ایران مانع اجرای این احکام اعدام شوند. ما از آقای بان کی مون به عنوان رییس سازمان ملل متحد می‌خواهیم که به دولت ایران مسئولیت های خود در قبال قوانین حقوق بشر را گوشزد کرده و برای نجات جان شهروندان ایرانی همه اقدامات لازم حتی تعلیق عضویت ایران در سازمان ملل تا زمان التزام به قوانین حقوق بشر را به عمل آورند.

ما همه وبلاگ نویسان و همه فعالین حقوق بشر و سازمان‌های حقوق بشر را به پیوستن به این کمپین و به اقدام فوری برای توقف مجازات اعدام در ایران به طور کلی و توقف مجازات اعدام محمد رضا علی زمانی، آرش رحمانی پور، رضا خادمی، حامد روحی نژاد و ناصرعبدالحسینی به طور اخص فرا می‌خوانیم.

وبلاگ نویسان علیه اعدام

+نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعتتوسط |
مسیرهای پیشنهادی راهپیمایی روز 16 آذر در تهران
مسیرهای راهپیمایی روز 16 آذر در تهران ساعت 5 بعدازظهر:1)میدان آزادی-میدان انقلاب-دانشگاه تهران 2)خیابان ستارخان-خیابان نصرت-دانشگاه تهران3)میدان هفت تیر-خیابان کریم خان-میدان ولیعصر-بلوار کشاورز-خیابان کارگر-دانشگاه تهران4)مجتمع کوی دانشگاه تهران-خیابان کارگر شمالی-دانشگاه تهران5)دانشگاه امیرکبیر-چهارراه ولیعصر-دانشگاه تهران6)میدان فردوسی-خیابان انقلاب-دانشگاه تهران.



این مسیرها پیشنهادی است و مطمئنا تصمیم گیرنده فقط شما هستید
+نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعتتوسط |